-
دلمون خواست!
سهشنبه 16 اردیبهشت 1399 00:03
-
برشی از کتاب!
دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 22:39
حق با بهار بود ،با همان ساقه های لخت.براین پهنه ی خاک چیزی هست که به رغم ما ادامه می دهد. خوب است؛که جلوه های بودن را به غم و شادی ما نبسته اند. . . #هوشنگ_ گلشیری
-
و ما از هزار واژه ؛به یک واژه رسیده ایم. . .
یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 21:12
-
به رنگ خدا
یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 16:21
معلم مون گفت" خدا دیدنی نیست؛ولی همه جا هست؛می تونید اونو حس کنید. . . ▪اومد بغل دستم نشست.پرسید "سعه صدر یعنی چی؟ گفتم؛ یعنی شکیبایی،دریا دلی.یعنی دربرابرسختی های روزگار صبوری کردن.یعنی از همین جور چیزا.خندید. گفت ؛مدیر مون نوشته بود،همکاران عزیز،اولیایِ گرامی ،لطفا سعه صدر داشته باشید. گفتم؛خوب نوشته.تعلیم...
-
ورای نوروظلمت؛از زمین وآسمان فارغ!
یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 01:35
-
زنده باد امید!
شنبه 13 اردیبهشت 1399 16:28
امید وار باش؛ تا وقتی چشمی هست که با تو اشک می ریزد، می توان رنج زندگی را تحمل کرد. . . # رومن رولان_نویسنده ی فرانسو ی
-
همین.
جمعه 12 اردیبهشت 1399 10:17
"یه ضرب المثل پرتغالی میگه: پا همیشه همون جایی میره که دل میره" #دیالوگ_ جبیب_در _مدار _صفر _درجه
-
صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد. . .
جمعه 12 اردیبهشت 1399 09:29
دیدم به خواب نیمه شب خورشید و مه را لب به لب تعبیر این خواب عجب ، ای صبح خیزران، چون کنید؟ یک بیت از غزل "حصار"هوشنگ ابتهاج عکس از آقای رضا حصاری نمایی ماندگار از طبیعتِ نیک منظرِ دامنه امروله؛روستای حصار ☆درود خدا بر شما آقای حصاری
-
دلمون خواست!
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1399 17:30
-
در ادامه ی پست قبل!
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1399 17:18
" ستایش خدایی را که با من صبوری می کند گویی هیچ گناهی ندارم . . ." ♡والنجم و الشجر یسجدان... ♡ درخت مثل آدمی زاد جُون داره،احساس داره؛برکت داره. . . بله. داشتم عرض می کردم.الحمدالله رب العالمین حال احوال آقاجان رو به بهبودیِ.از خوبی آقاجان،شکر خدا مردشریف ام حالش خوبِ.... والهی شکر....قدری ارامش به خانواده...
-
من دلم سخت گرفته است....
جمعه 5 اردیبهشت 1399 22:59
وقتی میگم؛ عجب تازه دامادی! "دقیقا مردشریف(برادرم) و آقاجان (پدربزرگم) همین شکلی میشن. بعضی باباها- موهای پسر شونو کوتاه میکنن.حمومش می برن.مردشریف ام جزءهمون باباهاست.البته پسرش_مش محمدحسام - ماشاءالله بزرگ شده،دیگه خودش می ره حموم.اما کوتاهی موها با پدرشه.چند روز پیش به ام گفت،می خوام آرایشگرمو عوض کنم!پرسیدم...
-
ای زگندمزارها سرشارتر...
جمعه 5 اردیبهشت 1399 22:29
-
رُم کرونازده
جمعه 5 اردیبهشت 1399 22:10
در جهانی به خواب میرویم و در جهانی دیگرگون بیدار میشویم ناگاه،دیزنی افسون فرو می نهد پاریس از شور باز می ماند نیویورک دیگر برپا نیست دیوار چین برج و باور نیست ومکه تهی ست آغوش ها و بوسه ها تیغهء مرگند و گریز از یار و والدین نشان مهرورزی است یکباره میبینی زیبایی و زور و زرها بی ارزش است و نمی تواند اکسیژنی را که برایش...
-
یک تصویر!(دی ماهِ ۹۸)
جمعه 5 اردیبهشت 1399 00:54
-
برشی از کتاب!
جمعه 5 اردیبهشت 1399 00:01
گفت:<<این روز ها کمی افسرده به نظر می رسی.>> گفتم:<<واقعا؟>> گفت:<<حتما نیمه شب ها زیاد فکر می کنی.من فکر کردن های نیمه شب را کنار گذاشته ام.>> گفتم:<<چه طور توانستی این کار را بکنی؟>> گفت:<<هر وقت افسردگی به سراغم می آید،شروع به تمیز کردن خانه می کنم.حتی اگه دو یا...
-
همین.
پنجشنبه 4 اردیبهشت 1399 13:21
-
چه احترام غریبی دارد این خواب. . .
پنجشنبه 4 اردیبهشت 1399 12:52
در حدیثی از امام صادق خواندیم که؛ پس از طوفان نوح که آب آمدو زمین را شست و حضرت نوح در قبرستان ها استخوان مردگان را دید،... بی تابی شدیدی را آغاز کردو بسیار اندوهناک گشت. خداوند متعال به او وحی کرد؛"انگور سیاه بخور،تا غم و اندوه تو برطرف شود." عنوان از سیدعلی صالحی ست. بهمن ماه، به طور اتفاقی تصویر بالا رو...
-
هیوا تی تی !
پنجشنبه 4 اردیبهشت 1399 00:08
-
خوشا به من . . .
پنجشنبه 4 اردیبهشت 1399 00:03
". . .کنار توست اگر غم را کناری هست و پایانی . . ." سعدی پ.ن؛خوشا به من /که دست تو/پرواز هدیه میکند/خوشا به تو/ که عاشقت صدبار. . . .
-
بدون شرح!
چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399 08:25
-
تی تی گیان!
چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399 00:06
" وقتی که من تو را دوست می دارم نه چراغی به خانه بیاور نه چتری که از کوچه ناشناسی بگذری. . . " سید علی صالحی
-
یک تصویر!
سهشنبه 2 اردیبهشت 1399 19:08
-
خدایا! اگر در کنار طاعتت،عملم کوچک است؛امید و آرزویم بزرگ و بسیار است. . .
سهشنبه 2 اردیبهشت 1399 12:23
خدایا! پوزش طلبی من به درگاهت،عذر خواهی کسی است،که از عذرپذیری تو بینیاز نیست.پس عذرم را بپذیر.ای کریم ترین بزرگواری که زشتکاران به درگاهش ؛عذر گناه می برند. خدایا! اگر مرا به جرمم بگیری،دست به دامان عفت می زنم. و اگر مرا به گناهانم مؤاخذه کنی،تو را به بخشایشت بازخواست می کنم. اگر در دوزخم افکنی،به دوزخیان اعلام خواهم...
-
به کسی نگر که ظلمت بزداید از وجودت . . .
دوشنبه 1 اردیبهشت 1399 18:45
-
عنوان ندارد!
دوشنبه 1 اردیبهشت 1399 18:38
تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیری ******عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی چوپان (داداش کوچیکه)تماس گرفت گفت؛سر سفره حرف از شما شد،پدر جان به گریه افتاد.گفتم،من بخاطر خودشون نمی یام.گفت می دو نیم.تو بیا.همین دورا دورم بیا که ببیندت .جای شما سبز،رسیدیم سرزمین پدری،هوا عالی بود و بوی خوشی می آمد.رد عطر رو گرفتیم و به...
-
آه. . .
شنبه 30 فروردین 1399 23:50
"آه. زمان در من خواهد مرد ومن بر زمان خواهم خفت" "فریدون رهنما"
-
همین.
جمعه 29 فروردین 1399 00:39
هر جانور که باشد بگریزد از بلایی من خود بلایِ خویشم ،از خود کجا گریزم؟ " امیرخسرو دهلوی"
-
یک تصویر!
پنجشنبه 28 فروردین 1399 11:15
-
دیالوگ!
چهارشنبه 27 فروردین 1399 22:37
_"به چهرت نمیاد قلبت سنگی باشه !" + " قیافه ارث آدمه ،اما قلب دسته خود آدمه؛یادش دادم چطوری باشه . . . " پاسخ به پیغام، بله دوست عزیز،به قول شما" چرت میگه"به قول حضرت حافظ :"سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد/دلبر که در کف او موم است سنگ خارا ... با تشکر از توجه شما؛)
-
چه بکه م ئه گر نه نالم له خه مت . . .
سهشنبه 26 فروردین 1399 21:44
"من گمان می کنم هر کسی در ته دلش یک باغی دارد که پناهگاه اوست. هیچ کس از آنجا خبر ندارد،کلیدش فقط در دست صاحبش است. . .؛این باغ اَندرونی چه بسا از دید باغبانش هم پنهان است.اما یک روزی یک جوری آن را کشف می کند. . . " گفتگو درباغ/شاهرخ مسکوب