-
و پیشانی بلند ت در نور. . .
یکشنبه 10 فروردین 1399 00:00
ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگر در روحمان طراوت مهتاب عشق . . . سرهایمان چو شاخهء سنگین ز بار و برگ خامش، بر آستانه مهراب عشق. . . "فروغ فرخ زاد"
-
قطعا"سیزده بدر امسال در خانه خواهیم ماند!
شنبه 9 فروردین 1399 20:48
-
هی بخند!
شنبه 9 فروردین 1399 11:28
پیرزن؛ الکی بخندم؟مگر آدم عاقل هم الکی می خنده. نویسنده:"بله،آدم عاقل می فهمه که از غم خوردن کاری ساخته نیست،می زنه زیر خنده. . . هر چه بادا باد..." #هوشنگ _مرادی_کرمانی (عنوان از سید علی صالحی)
-
همین.
جمعه 8 فروردین 1399 21:32
این گفته را خیلی دوست دارم،"دنیا همان چیزی است که تو هستی. . ." #دیوید_لینچ
-
شیمی غِن ناهاربخیر
جمعه 8 فروردین 1399 10:10
حمید جبلی: می دونی چیه معصومه خانم، آدم وقتی یه نفرُ دوست داشته باشه،دیگه زندگیش خوب میشه،دیگه خوشحاله که صبحها بلند میشه ...می بینه صبح شده،غروب های جمعه هم دیگه دلش نمی خواد با یکی حرف بزنه،به خاطر همینه که شاعرمیگه:بدون عشق نمی شه زندگی کرد،فیتیله... #دیالوگ_خواب سفید_ محصول ۱۳۸۰_نویسنده و کارگردان _حمید جبلی....
-
عنوان ندارد!
جمعه 8 فروردین 1399 00:32
در خلوتِ روشن با تو گریسته ام، برایِ خاطرِ زندگان و در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترینِ سرودها را زیرا که مردگانِ این سال عاشق ترینِ زندگان بوده اند. . . "احمد شاملو"
-
ورای نوروظلمت؛از زمین وآسمان فارغ!
جمعه 8 فروردین 1399 00:18
-
تو از خواب آمدی،. . .
چهارشنبه 6 فروردین 1399 23:11
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن، خوشا از عاشقی مردن. . .
-
یک تصویر!
چهارشنبه 6 فروردین 1399 12:03
-
پسر گلم:*
چهارشنبه 6 فروردین 1399 08:19
-تو چه غذایی را بیش از همه دوست داری پدربزرگ؟ +همه ی غذاها را پسرم ، همه را ؛ این گناه بزرگی است که آدم بگوید این غذا خوب است و آن یک بد ! -چرا ؟ مگر آدم حق ندارد انتخاب کند؟ + البته که نه، حق ندارد! - آخر چرا؟ +برای اینکه کسانی هستند که گرسنه اند! "کازانتراکیس" *بزرگترین اتفاقی که ،سپس های خدمت، برای...
-
لعنت بر تو جهنم . . .
چهارشنبه 6 فروردین 1399 00:11
همیشه شبیه یکدیگرند از دور، دستِ راست سمتِ میدانِ نمره یک ایستگاهِ فعله ها، ردیف به ردیف همه شبیه یکدیگرند از نزدیک: خسته،خیلی خسته مأیوس ، خیلى مأیوس ومنتظر تا پایانِ زندگی....منتظر! چه دور ،چه نزدیک همه چشم به راهِ کسی معماری،مهندسی شاید: برق آفتابِ تشنه باشد آقا عیبی ندارد، بی نان و بی قاتق باشد آقا عیبی ندارد، بی...
-
همین.
دوشنبه 4 فروردین 1399 23:19
-
تى تی. . .
یکشنبه 3 فروردین 1399 22:08
در بعضی چیزها حقِ انتخاب ندارم مثل زمانِ تولد مثل مادر و پدر مثل نام مثل زمان مرگ مثل چه اندازه دوست داشتنِ تو ! #نیما باغبان
-
یا ماسک بزن یا برو حبس!
یکشنبه 3 فروردین 1399 20:02
پاندمی آنفولانزای اسپانیائی _سال 1920 "تاریخ تنها فرصتی از غافلگیری هاست،و تنها ما را برای غافل گیر شدن دوباره آماده می کند." # کرت وانه گت-نویسنده ی آمریکایی "اون روز رو نمیشه فراموش کرد،تمام جزئیاتش یادمه.لباس آلمانی ها خاکستری بود،و تو آبی پوشیده بودی!" #اصولن تصاویر سیا سفید ، برای ما _یاد...
-
چیزهایی هست که می دانیم. . .
یکشنبه 3 فروردین 1399 00:09
*هر کفش دیگه ای بود تا حالا انداخته بودمش بیرون.این یکیو ولی دلم نمیاد. -رهاش کن بره رییس. * یعنی چی؟ - یه رفیقی داشتم که هر وقت یه چیزی اذیتش می کرد،می گفت رهاش کن بره ،شرش کم می شه. چرت می گفت البته. *لیلا حاتمی -علی مصفا #دیالوگ_چیز هایی هست که نمی دانیم_ کارگردان_ فردین صاحب الزمانی.
-
ورای نوروظلمت؛از زمین وآسمان فارغ!
شنبه 2 فروردین 1399 21:27
-
تمبک نوازِ کوچک!
جمعه 1 فروردین 1399 22:48
صدای تمبک می شنوم.بدو_ می رم سمت پنجره،سرمُ کج میکنم، دوتا بچه(پسر حدودای هشت ساله_دختر پنج ساله)سر کوچه اند،پسر بچهه، تمبک می زنه.دختر بچهه با موهای طلایی_ مصری کوتاه شده،بارونی سرخ آبی،پوتین صورتی ،دور پسربچهه بپر بپر کنان،می چرخه.دستمو از حفاظ پنجره رد میکنم.متوجه بای بای کردنم میشن.صدای تمبک تو کوچه می پیچه. دارا...
-
بدون شرح!
جمعه 1 فروردین 1399 16:29
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 1 فروردین 1399 11:51
خواندیم؛ "بهار دل کش رسید و دل به جا نباشد . . ." تو دلمون گفتیم، آیا انصافه؟ دلبر دلنشین؟ یه اینقدر به فکر ما نباشه؟ ندای درونی به ام گفت، کوری دیگه، کور نبودی سوال نمی پرسیدی.گفتیم،دلمون خواست سوال الکی بپرسیم.به توچه؟.گفت،خوب حالا. نگا کن! نگا کردیم دیدیم،بعلههه.دلبر دلنشین و روی بهتر از ماهش،پیش رویِ...
-
الهی به امید تو!
جمعه 1 فروردین 1399 00:20
مأوای ما گلبرگ کوچکی ست باز مانده از باغی دور با هزار زمستان دیوانه اش در پی و سهم ستاره از آفتاب تنها تبسم پنهانی ست که در انعکاس تکلم شب جاری ست. خدایا از آن پرنده ی کوچک سبز اگر خبر داری بهار امسال را پر از سلام و ترانه کن. . . "سید علی صالی"
-
می دیلاَ خیلی غم دره. . .
چهارشنبه 28 اسفند 1398 17:41
با هم بخونیم؟ "پروردگارا ،ما را درباره تو آرزوی طولانی بسیاری است،ما را در حق تو امید بزرگی است،از تو نافرمانی کردیم ،وحال امید واریم گناه را بر ما بپوشانی،و تو را خواندیم،و امیدواریم که بر ما اجابت کنی ....(دعای ابوحمزه) خداوندا می دانم تو برای امیدواران در جایگاه اجابتی،،، پروردگارا از تو درخواست میکنم،صبر...
-
یک تصویر _از مارشنیکوفِ نقاش!
چهارشنبه 28 اسفند 1398 11:17
-
شب پر ستاره. . .
سهشنبه 27 اسفند 1398 22:36
و چشم های تو سرچشمه ی دریاهاست. . . "احمد شاملو"
-
عنوان ندارد!
سهشنبه 27 اسفند 1398 22:35
. .
-
تو ورفِ جؤر جوانی...مره بمانی،مره بمانی...
سهشنبه 27 اسفند 1398 19:37
تو را دوست تر می دارم از سرزمین خویش سرزمینی که خلاصه ی بند است و پیراهن حبسیان را هم از روز نخست میلاد دیده گان گریانم دوست ترت می دارم از خورشید که دیری ست سرزدن به این دامنه را به حیله لاف می زند دوست ترت می دارم از ماه که جراحت هزار پلنگ عاشق را بر چهره دارد دوست ترت می دارم از پرندگان که لال می گذرند از آبشار که...
-
بدون شرح!
دوشنبه 26 اسفند 1398 21:16
-
همه قبیله من عالمان دین بودند. . .
دوشنبه 26 اسفند 1398 10:43
رفتم پشت پنجره،هیچ صدایی شنیده نمیشه،سوت و کوری دبستان+محله، دلتنگ ام می کنه... دلم برای شنیدینِ زنگ تفریح ،همهمه ی بچه ها،...بلند گوی دبستان،صدای آقا و خانم ناظم"گوش کن پسر" توجه کنید ،دخترای گلم"تنگ شده. یاد رقی _و ایام خوشی که داشتیم؛ می افتم.لبخندم می گیره،خیره به تاب خوردنِ،شاخه های بید،چند قلم...
-
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست...
دوشنبه 26 اسفند 1398 00:29
-
همزادِ من. . .
یکشنبه 25 اسفند 1398 22:19
پیش از آن که واپسین نفس را برآرم پیش از آن که پرده فرو افتد پیش از پژمردن آخرین گل بر آنم که زندگی کنم بر آنم که عشق بورزم بر آنم که باشم در این جهان ظلمانی در این روزگار سرشار از فجایع در این دنیای پُراز کینه نزد کسانی که نیازمند منند کسانی که نیازمند ایشانم کسانی که ستایش انگیزند تا دریابم شگفتی کنم بازشناسم من که...
-
مهربانی انگور . .
جمعه 23 اسفند 1398 11:51
"شده دلتنگ شوی غم به جهانت برسد؟"