-
چه جوری برایت دلتنگی کنم؟
شنبه 20 خرداد 1402 06:44
می رشت
-
باشماق و دایی کوچیکه
چهارشنبه 17 خرداد 1402 16:24
ِ آقای امیر علی خان سلام. با خوندن این + پست + یاد این ویدئو = فیلم افتادم. ممنون بابت به تصویر کشیدینِ بانک کودکی و حرف حساب و درست شما. مامان من ام. دقیقا. همین بانکُ با پولای دایی(از شب پاسی تا باقی هدایا؛) کوچیکه تاسیس کرده بود:))
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 خرداد 1402 20:03
امروز دو شنبه بود دیگه؟ خوب پنج شنبه مرد شریف اومده بود پیش ما . با خودش_دو بسته چای بهاره _1402_ آورده بود. ما داشتیم هندونه می خوردیم. گفت؛ اوضاع هوا خوب نیستا.الاناس که بهم بریزه.گفت غرب اما بیشتره... گفت خدا به دادِ شالی زارها و باغ و باغچه ها برسه.. بعد گفت داشتم می اومدم چوپان خونه نبود یه زنگ به اش بزنم ببینم...
-
سیمین جون!
دوشنبه 15 خرداد 1402 11:45
با هم گوش کنیم!
-
انجمن نکبت زده ها
یکشنبه 14 خرداد 1402 12:45
موضوع دعوا همیشه دلیل اصلی مرافعه ها نیست. گاهی دو نفر بر سر و کله ی هم می کوبند به خاطر دلیلی که دلیل نیست ، حرفی که حرف نیست . می کوبند به خاطر چیزی که در پس ذهن دارد آزارشان می دهد اما برای بیرون ریختنش چیز دیگری را علم می کنند ، موضوعی مورد قبول هر دو. پ.ن
-
می دیلِ به واست!
یکشنبه 14 خرداد 1402 04:53
-
خدایا شکرت:*
یکشنبه 14 خرداد 1402 04:38
هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحَامِ کَیْفَ یَشَاءُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ توکلت علی الله https://poniyo.blogsky.com/1402/03/17/post-195/%d8%b7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c- حاملگی یعنی قایقی که سوارش می شوی و به ساحل آن طرف رودخانه می روی ، بچه ای را که هم نشین...
-
چه جوری برایت دلتنگی کنم؟
دوشنبه 8 خرداد 1402 20:34
Nafas
-
پس تحمل کن
جمعه 5 خرداد 1402 06:01
"زندگی بهت اجازهی تمرین کردن نمیده، باید در حین زندگی آموزش ببینی…" (Stretch) پ.ن . . . بدون شرح پ.ن۲ عنوان از بیژن(پس تحمل کن تحمل ستون بودن را ستونی از نور که فقط پرندگان کور بر او تکیه میزنند ) الهیِ دوست عزیز.
-
یا رب چو بوی گل به کجا می برد مرا ؟
جمعه 22 اردیبهشت 1402 12:43
-
پروازِ پرنده . . .
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1402 17:59
آن پرنده اگر تن به باد نمیداد نمیدیدی باد از کدام سوست نمیدانستی آتشِ یاقوت بر انگشتت از چه خاموش شدهست پس با همین خموشیده با همین نگین نامه را سر به مهر نما این نفیر زمستانی… این صدا همیشه از پسِ پشت میآید بر دوش تو میساید و دور میشود اما آنجا که دگر به گوش نمیآید آنجا ایستاده بر محرم تو به روشنی درّهها…...
-
یک تصویر!
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1402 07:46
-
پشت پنجره خواب ام گرفته بود و رعد بیدارم کرد.
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1402 09:13
همین حالا از پله + هفده م سلام به شما:) عصر امروز مردشریف با قطار،عازم مشهد مقدس است. دی روز برای خداحافظی آمده بودند... دی شب هم چوپان آمده بود... گفت :ظهر فردا با علی و جواد؛ عازم دیلمان هستیم و... تا غروب جمعه بر نمی گردیم. به امید خدا مرد شریف هم هفته ی آینده بر می گردد. ما کِی بر می گردیم رشت؟ می خودا گیان دَنه و...
-
بدون شرح!
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1402 09:12
-
سکوت خیلی باشکوهِ!
یکشنبه 17 اردیبهشت 1402 09:07
سکوت چیزیست که در حقیقت می توان آن را شنید... "موراکامی " پ.ن
-
چه جوری برایت دلتنگی کنم؟
یکشنبه 17 اردیبهشت 1402 07:23
-
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاس. . .
سهشنبه 12 اردیبهشت 1402 19:49
دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است پ.ن
-
می دیل بواست
دوشنبه 11 اردیبهشت 1402 21:24
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 اردیبهشت 1402 17:27
من که می دونم.داره تو ذهنش.سیزدهُ × سی میکنه. بعد قیافه اش یه جوری شد. گفتم چیه؟کمه؟ سرش رو جونبوند. خوب ۱۱۰ بیایی روش چی؟ گفت آهان . آره.اینجور خیلی بهتره. خب! حالا چقدر تو حسابت داری؟! خندید... پ.ن . . . خندید
-
اشعار ارسالی
یکشنبه 10 اردیبهشت 1402 08:48
تام به توم بزه مانی نا ایتا سس نا ایتا شور هیچی هیچی از تی دهن بیرون نایه رنگ بری رنگ آری سورخابی می دیل میان انار شابار دو خاله به... ............................. . . . زواله مئن واخابا شوم ب دئمه بهاره امرا بال به بال شوئن دبی.. ............................... . . . آسمان ابرا فیچالسته فوکود فشکله آبه می سر......
-
همین
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1402 07:23
میان خواب و بیداری زمانی هست عارف را که هم فیض دل شب، هم صفای صبحدم دارد غزل شماره ۲۹۲۰ پ.ن ۲_ پ.ن بعضی بشنویم ها رو میشه هزاران بار شنید .
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 13:35
استاد نوشته بود.سعدی دوستان؟یه بیت ازش بنویسند... لبخندم گرفت.تو ذهنم نوشتم؛ مراد ما وصال تست از دنیا و از عقبی وگرنه بیشما ؛وگر نه بی شما قدری ندارد دین و دنیا را ! نگاه کردم.خدا هم لبخندش گرفته بود و سرش رو به علامت،سر خلقتت؟ داشتم چه کار می کردم واقعا؟چپ و راست میکرد که..؛کسری از ثانیه.زیر گوشِ چپ اش رو... آسمون...
-
خیام!
دوشنبه 4 اردیبهشت 1402 09:27
نیکی و بدی که در نهاد بشر است شادی و غمی که در قضا و قدر است با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است
-
یِ تصویر و یِ بشنویم!
شنبه 2 اردیبهشت 1402 21:04
بشنویم
-
همین
جمعه 1 اردیبهشت 1402 07:41
مرا عظیمتر از این آرزویی نمانده است که به جُستجوی فریادی گمشده برخیزم با یاریِ فانوسی خُرد یا بییاریِ آن، در هر جای این زمین یا هر کجای این آسمان.... . .
-
هر که خود داند و خدای دلش!
پنجشنبه 31 فروردین 1402 21:23
۷:۱۵ سارا و باباجی رفتن رشت. مدرسه کلاس تقویتی زبان و ریاضی گذاشته بود. اَطلوع تا حالا،خورشید همه ی سعی اش بر اینه که ،از پس ابرهای ضخیمِ خاکستری برآید و... ولیکن بعد از اینکه لقه باباجیُ با تاکید بر اینکه حواست به معده ات باشه باباجی؛به اش سپردم؛ جای شما سبز،گشتی تو باغ زدیم و ابتدا احوال ایشان را چون یافتیم.پس رد...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 28 فروردین 1402 00:10
. پ.ن
-
کولکافیس و یک برش(سبزیجات) پیتزا
یکشنبه 27 فروردین 1402 07:25
کولکاپیس (کولکافیس) در زبان گیلکی نام پرنده ای است که با بال های کوتاه خود در جنگل های گیلان به پرواز در می آید و قلب بزرگش پر از مهربانی است.کولکاپیس یا همان چرخ ریسک ، پرنده ای پر جنب و جوش(سرخوش) است و از همه پرندگان نغمه خوان پر انرژی تر و در مقابل گرسنگی از همه کم طاقت تر است. کامبوزیا پرتوی . . . پ.ن . . . پ.ن۲...
-
می دیل به واست
پنجشنبه 24 فروردین 1402 15:51
-
خوشا پرنده ها. . .
پنجشنبه 24 فروردین 1402 14:48
«من از گفتن میمانم، اما زبان گنجشکان، زبانِ زندگیِ جملههایِ جاریِ جشنِ طبیعت است. . .» (فروغ فرخزاد) پ.ن با تشکر از آقایِ جان دو من عاشق این گردهمایی و جشن ام:)