-
برشی از یک کتاب و یک پ.ن
چهارشنبه 26 مهر 1402 08:17
آن کس که در آرزوی بهترین چیز است، سرخورده از زندگی پیر می شود، آن کس که همیشه مهیای بدترین چیز است زود هنگام پیر می شود، اما آن کس که ایمان دارد، جاودانه جوان می ماند. ابراهیم ایمان داشت و برای همین زندگی ایمان داشت. اگر ایمان او تنها برای زندگی اخروی بود، بی گمان همه چیز را به دور می افکند، تا از این جهان که به آن...
-
یک تصویر
چهارشنبه 26 مهر 1402 08:14
-
دیالوگ
دوشنبه 10 مهر 1402 15:57
من از خشم یک مرد صبور بیشتر از خدایان نگران می شوم. “راگنار”
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 7 مهر 1402 14:13
من عاشقم من عاشقی ئێوارهیهکی وهنهوشهییم که دوو چاویی پڕ حهسرهت روومهتهکانیان تیا تهڕ کردم و دوو لێوی پاییزیی چرپاندیان: “رگات پڕ بێ له ڕۆشنایی ڕۆڵهکهم” ئینجا من کۆچم کرد. من لهودیو سنوری ئاشناییدا دهژیم ژوورهکهم دراوسێی ئاو و دۆستی تاشهبهرده لهپهنجهرهی ژوورهکهمهوه من ههمیشه گوێ له سترانی...
-
ایمیونس و پلار ژین
جمعه 7 مهر 1402 10:25
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 6 مهر 1402 16:37
چونان انارم میوۀ پاییزی غم دستان دلتنگی دلم را می فشارد . . . شیون فومنی پ.ن... https://alef-palef.blogsky.com/1402/06/22/post-5/
-
همین.
سهشنبه 4 مهر 1402 15:15
باید از چیزی کاست، گر بخواهیم به چیزی افزود. هرکس آید بهرهی سویِ کمال. تا کمالی آید، از دگرگونه کمالی باید چشمِ خواهش بستن. ... زندگانی این است؛ وینچنین باید رَستن...! نیما یوشیج
-
تویی که خوبتری ز آفتاب و شُکرِ خدا...
سهشنبه 4 مهر 1402 11:11
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 3 مهر 1402 13:09
-صبور باش +تا کِی؟ -تا ابد . . . #محمود _درویش بشنویم
-
.
دوشنبه 3 مهر 1402 10:51
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 مهر 1402 20:55
شهریور تمام شده بود و حالا که مهر ماه آمده بود.... مدرسه ی لعنتی ما هم.وا شده بود. آن روز.اول مهر.آسمان آبی بود و نرمه نسیمی هم می وزید.یعنی هوا اینگونه بود که...،جوون میداد بری ول ول تو باغ بچرخی .یا روی ایوون.یا بالای درخت گردو. دراز بکشی و هوا بخوری. نه اینکه .مث حالا.با کیف و لباس مدرسه ،سرپا تو صف ب ایستی......
-
سر_کلاس_با _تی تی خُلِ
دوشنبه 27 شهریور 1402 14:39
آدمی با دو چیز زنده است... اولی عشق است و دومی رنج.... آدمی به دو چیز می میرد... اولی رنج است و دومی عشق... ما تکثیری تودرتو از این دو، در یکدیگریم . . . خداوند در قرآن به پدر و فرزندان خدا پرست سوگند خورده، وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ _ که چی؟ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ_ یعنی انسان با دو چیز آفریده شده و با...
-
صَنَما شاهِ جهانی،. . .
یکشنبه 26 شهریور 1402 09:05
-
تاسیانیِ ثقیل
شنبه 25 شهریور 1402 13:52
ای کاش پیش از تو من پنهان در کلماتِ کهن سالِ خویش کُشته میشدم ای کاش من هم تحملِ بیتابانهٔ تو را میداشتم، پیش از آن که این روزگارِ پتیاره تابام بیاورد. ای کاش...ای کاش در هقهقِ هفت دریا هنوز هم کنارِ بغض تو بودم . . . "سید علی صالحی"
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 25 شهریور 1402 09:40
-
پس از هفتصد و سی روز
پنجشنبه 23 شهریور 1402 13:15
من نمی دونم با شما چیکار کنم،؟ واقعا نمی دونم # دیالوگ در فیلم "کودکی ایوان" ما با دو ایوان مواجه هستیم. یک ایوان پرخاشگر، کم تحمل و عصبی که توان جسمی و ذهنی و تجربه فراتر از سن خود دارد و به انتقام می اندیشد و دیگری ایوانی که در رویاهایش تصویر می شود، ایوانی که در کنار مادرش به زلالی آب چاه خیره شده و دنبال...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 23 شهریور 1402 13:14
-
کشف تو
دوشنبه 20 شهریور 1402 13:15
سیاهی بود و ستاره ای هستی بود و زمزمه ای لب بود و نیایشی من بود و تویی نماز و محرابی "سهراب سپهری" بارون نرم و آهسته می باره و باد توی چشم هام اشک می نشونه ." صدات خسته است . مهربون . قاطع و شجاع و دلتنگ." بله؛عبور باید کرد . صدای باد می آید، عبور باید کرد. و من مسافرم ، ای بادهای همواره ! مرا به...
-
آخ.... چقدر روشنی خوبست...
جمعه 17 شهریور 1402 10:39
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 17 شهریور 1402 08:55
نمی دانم این نسیم بر کلالهی چند شقایق سفر کرده است باید از آنان بوده باشی تا که بدانی مگر کیانند اینان؟ بسا که ساده گذشتن و رفتن کارِ هر کبوتر خانگی نبوده و نیست. . . "سید علی صالحی"
-
وَمَاءٍ مَسْکُوبٍ
پنجشنبه 16 شهریور 1402 09:47
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 16 شهریور 1402 09:47
یعنی ممکنه؟آدم از اون دنیا هم؟ویدئو کال کنه؟ خب .تلفن رو که مطمئنم. آخه چند بار، تلفنی با خاله جان صحبت کردم. یا مثلا اون شبی که حمید غرق شده بود، تلفن زنگ خورد، گفتم الو؟ شنیدم:الو ؟سلام خاله. گفتم سلام !! تویی حمید ؟ گفت: آره خاله. گفتم کجایی؟گفت به مردشریف بگو ناراحت نباشه،من پیش مامانمم. خوشحال و راضی_گفتم خا...
-
دیالوگ!
جمعه 10 شهریور 1402 16:12
_خدا داره مجازاتم می کنه؟ نه،رفیق! اینطور فکر نمی کنم خداوند کسی رو مجازات نمی کنه باید اعتماد کنیم ، که کارش یه حکمتی داره.... خداوند رحیمِ و بخشنده اس...
-
بدون شرح!
پنجشنبه 9 شهریور 1402 08:32
-
برنج و دوشاب
چهارشنبه 8 شهریور 1402 17:29
پ.ن برنج (واویشته بَج)برشته+مغز گردو+ زیره سیاه+شیره ی انگور=برنجِ دوشاب.
-
این سی یه؟
سهشنبه 7 شهریور 1402 07:53
من وانمود نمیکنم که ما همه پاسخ ها را در اختیار داریم ، ولی پرسش ها بدون شک ارزش فکر کردن را دارند. "آرتور سی کلارک" پ.ن بله دوست عزیز،منظورم از موبو نیوز= نقد و برسی گوشی ها بود،که یک ریز فک می زنه/:
-
قرض نقشی ست کز ما باز ماند. . .
دوشنبه 6 شهریور 1402 10:42
-
در ستایش تفاوت ها . . .
دوشنبه 6 شهریور 1402 10:24
زندگیِ روز مره آکنده از تغزل است. کافی است چشم بگشاییم. . . در یک نمایشگاه نقاشی، بالزاک در مقابل تابلویی قرار میگیرد که دشتی را نشان میدهد که خانه کوچکی را در میان گرفته است. از دودکش خانه دود بلند شده است. در این خانه زندگی جریان دارد. بالزاک از نقاش سؤال میکند: «چند نفر در این خانه زندگی میکنند؟» «خوب... شاید...
-
و خدا داناى سنجیده کار است . . .
پنجشنبه 2 شهریور 1402 09:19
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 31 مرداد 1402 07:44
به به: نی نی مون دختره هر چی خداروشکر کنم کمه... خدایا شکرت پ.ن گوشیُ عَ دستِ مامانش قاپید. گفت:" عمه ؟عمه؟ یه مامان،با دوتا بچه، این چطور مادریِ؟جواب سلامِ آدمُ نمی گه ؟ لبخندم گرفت.گفتم ؛همون طور دیگه. خندید.پرسید:خوب.یعنی چی آخه؟ حسام؟ بله؟ یعنی تو شعور داشته باش و همیشه" سلام "کن. این بار گفت...