~~~~~
~~~~~~
الهی؛
دلی ده که در حرص وآز بر ما باز نشود وقناعتی ده که چشم امید ما جز روی تو باز نشود
الهی؛
دستم گیر که دست آویز ندارم وعذرم بپذیر که پای گریز ندارم
الهی؛تحقیقی ده که از دنیا بیزارشوم و توفیقی ده که در دین استوار شویم...
الهی ؛
کدام درد ازاین بیش باشد که معشوق توانگر بود و عاشق درویش.....
~~~~
~~~~~
حضرت مولانا در فیه مافیه فرمودن؛
درقیامت ؛چون نمازها را بیارند در ترازو نهند !
وروزه ها را همچنین....!
اما چون؛محبت را بیارند،محبت در ترازو نگنجد !
~~~~~
عشق آمدو شولای سبزش را
به روی دلم کشید
دلم بیدارشد،
شکوفه داد و خندید
بی آنکه حدس زده باشم
دیواره های دلم فرو ریخت
ومن مبتلا شدم به عشق
مبتلا شدم به همه چیز و همه کَس.....
ادامه مطلب ...~~~~
~~~~
از رنجی خسته ام ...
که از آن من نیست....
روزگار غریبی است نازنین...
من مرگ را زیسته ام...
~~~~
~~~~
اندر دل ما تویی نگارا%غیرتو کلوخ و سنگ خارا%ما جز تو ندیده ایم یارا%گر غیر تو نیست رشک مارا.....
[غزل 114مولوی]
#خداوند درآیه 29سوره انفال فرمودن؛اگر راه تقوا و پاکی را پیش گیرید خدا نور و.روشنائى در قلب شما قرار میدهد....باشد که ؛قد افلح من زکاها ببوده باشیم...
ولیکن باکی نیست ..چرا که ؛خداوندبخشنده مهربان است و در آیه 53 سوره زمر عنوان نمودن؛ان الله یغفر الذنوب جمیعا...,,,,,.....یعنی درهای غفران به روی همه ی بندگانم بدون استسناء گشوده است....
خلاصه اینکه ؛باز آ ...هرآنچه هستی بازآ ....گر کافر وگبر وبت پرستی باز آ....این درگه ما درگه نومیدی نیست....صد بار اگر توبه شکستی باز آ...
(آیکن فیگور دایی جان کوچیکه؛خیلی چرچیل وقالتاقی.چرچیل که چرچیله. قالتاق درگویش گنابادی منظور شونه. یعنی همون پلاسوخته گیلکی خودمون؛ )
~~~~
ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی کنیم...ما حتا بر کُره ى زمین هم زندگی نمی کنیم...
منزل حقیقی ما،قلب کسانی است که دوستشان داریم!……
کریستین بوبن - فراتر از بودن .
ادامه مطلب ...~~~~
~~~~
بنام خداوند بخشنده مهربان
وخواب را برای شما مایه استراحت قرار دادیم
و شب را ساتر گردانیدیم
و جعلنا النهارمعاشا
وبنینا فوقکو سبعا شدادا
[ سوره نباء]
#خواهشا جاغلانه ...تا خاموشی ستاره ها...اَرا اُورا ؛ زابراه نوکنید...
ارا اورا=اینور اونور.
~~~~
~~~~
ادامه مطلب ...~~~~~
~~~~
سید علی صالحی؛
من با چشمان تو
اندوه آزادیِ
هزار پرنده ی بی راه را
گریسته ام.....
~~~~~
~~~~~
اندوهش
چنان است
که هر قطره اشکش
به دریاچه بدل خواهد شد...
من
همخانه ی
خودِ سیل را
خوب می شناسم....
...شمس لنگرودی....
*می=من.مار=مادر؛مادرجانِ من ..
...
...
افلاطون می گوید؛
ما می توانیم به راحتی از ترس یک کودک ...از تاریکی چشم پوشی کنیم،…تراژدی واقعی زندگی ،……هنگامی است..
که انسانها از روشنایی می ترسند.
+قصیده سلمان ساوجی؛دولتت چون آفتاب و نور و کوه و سایه اند/آفتاب از نور و کوه از سایه چون گردد جدا...
.....
.....
دارن شان می گوید؛
گاهی وقت ها آدم از اوقاتِ خوبِ زندگی بی خبرست ،تا اینکه همه چیز بَد می شود و وقتی به گذشته نگاه
می کنی،می بینید چه قدر خوشبخت بوده و چقدر بی خیال....!
ادامه مطلب ...