-
کمتر بوودوب بجارسرانِ. . .
سهشنبه 7 اردیبهشت 1400 11:16
-
جهان در صدای تو آبی ست . . .
سهشنبه 7 اردیبهشت 1400 00:36
" من از اشک خونین به روی صدایت فشانم گل ای دوست . . ."
-
یک تصویر با شرح و توضیح!
یکشنبه 5 اردیبهشت 1400 14:13
نهال لیمو در کنارِ گل های زیبایِ https://rezvanflower.ir/oxalis پ.ن؛با همون دستی که دکتر با تاکید گفته بود:" ازش کار؟؟آفرین. نمی گیری".دور بوته ی اگزالیس خاک ریخت .بعد بدون اینکه نگاهم کنه.گفت:"ببربزار توماشین." پ.ن: با هم "راز هایی که در نگهداری اگزالیس باید بدانیم " را تماشا کنیم.
-
همین.
پنجشنبه 2 اردیبهشت 1400 22:18
خ و ش ا بِ ه مَ ن ک ه د س ت ت و پ ر و ا ز ه د ی ه م ی د ه د ، . . .
-
و او دیوانه ای تنهاست . . .
پنجشنبه 2 اردیبهشت 1400 22:12
وقتی دارید کتابی می خوانید و ناگهان اندیشه ی دلپذیرتری به ذهنتان خطور می کند،روح تان بی درنگ به این اندیشه ی تازه می چسبد و کتاب را از یاد می برد،حال که چشمانتان ناخودآگاه کلمات و سطور را دنبال می کنند.بدین ترتیب، صفحه را به پایان می رسانید،بی آنکه چیزی از آن فهمیده باشید و اصلاً به یاد نمی آورید که چه می خواندید....
-
درخت زندگی!
پنجشنبه 2 اردیبهشت 1400 07:53
پ.ن؛ موسیقی فیلم https://just-music.ir/موسیقی-فیلم-درخت-زندگی-the-tree-of-life/
-
یک تصویر!
پنجشنبه 2 اردیبهشت 1400 00:12
-
در سرآغاز یک باغ. . .
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1400 14:18
" در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد و خاصیت عشق این است کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم آن وقت، میان دو دیدار قسمت کنیم . . ."
-
چون بلبل مست راه در بستان یافت. . .
سهشنبه 31 فروردین 1400 12:22
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است رو شاد بزی اگر چه بر تو ستمی است با اهل خرد باش که اصل تن تو گردی و نسیمی و غبار و دمی است "خیام"
-
همین.
یکشنبه 29 فروردین 1400 23:44
-
به صد سوزن نور. . .
یکشنبه 29 فروردین 1400 21:10
و چ ه ط ا ق ت ف ر س ا س ت د ر ل ح ظ ه ا ز ت و د و ر ب و د ن بگو ای یار بگو؛که دل ام تنگ شده... **** دی شب خواب خاله جان رو دیدم. سرحال و قبراق بود. دهه هفتاد بود.دهه هفتاد بود.دهه هفتاد ... ****** وقتی می خونه:"بگو از خونه بگو/از گلِ پونه بگو/ خونه ی مادربزرگ/ وزش نسیم/ گلهای یاسی رنگِ نعناع ها و پونه ها/سفره های...
-
از میان هاتویی هایِ اویتامن
شنبه 28 فروردین 1400 10:35
حالا که همه ی شهرستان های استان گیلان،(بجز رضوانشهر)با شعار نمادینِ"درخانه بمانیم"در وضعیت قرمز به سر می بریم.و زنگ خطر وزارت بهداشت در شهرستان انزلی به صدا درآمد. بخش هایی از وضعیت سفید ببینم.بلکم دلمون واشه. شکوفه های سیب!( زرد) تو ولایت ما به اش میگن؛اَنبه!(ژاپنی) . بله.محبوبه ی شب نیست.ولی همانقدر معطر...
-
یک روز زیبای آفتابی!
شنبه 28 فروردین 1400 00:20
-
بوی جویِ مولیان آید همی. . .
جمعه 27 فروردین 1400 12:52
" گاه باید رویید در کنارِ چشمه در شکافِ یک سنگ به امید فرداها زندگی باید کرد. . ." نیم کیلو سبزی خوردن ؛مامان گرفته بود. دل ام نیومد.اون چند شاخه پونه رو دور بریزم، به مامان گفتم ساقه ها ی پونه رو توی گلدون کاشتم. زنده باد امید زنده باد زندگی زنده باد بیس جامپ مامان گفت :به مادربزرگت کشیدی.دست های اون...
-
بهار ۱۴۰۰
جمعه 27 فروردین 1400 12:09
گل آذین خوشه ای https://gyahan.blogsky.com/1400/01/27/post-360/ پ.ن؛ سرزمین پدری.
-
در چراگاه نصحیت. . .
جمعه 27 فروردین 1400 00:35
-
یک تصویر! (شبدر سفید)
پنجشنبه 26 فروردین 1400 21:57
پ.ن؛نشستن در جوارش را بسیارها توصیه می کنیم:)
-
در سرزمین تخیلاتم. . .
پنجشنبه 26 فروردین 1400 13:05
پ.ن؛بعضی تکرارها می ارزه.حتی به هزار...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 26 فروردین 1400 13:01
رومن گاری می گه: بعضی رویداد ها تو را از پا خواهند انداخت...ولی چه خوب است بتوانی اینگونه بیندیشی که اگر شب نبود،هیچ اسمی نداشتیم که روی" روز" بگذاریم! دیشب یه سر رفتیم ولایت و برگشتیم. عطر بهار نارنج ها پخش هوا بود. همراه سارا .رفتیم سمتشون. بوئیدم و بوسیدم. و چشم دوختم به آسمانی که،بی مهتاب هم؛زیبایِ خوش...
-
خط خطی کن عشق من:*
چهارشنبه 25 فروردین 1400 14:41
-
یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب. . .
چهارشنبه 25 فروردین 1400 13:56
گفت ؛یه جایی .یه سوالی پرسیده شد بود. چون مطمئن بودم پاسخ ام درستِ.پاسخ گفتم. وخوشحال شدم. خوشحال از این که پاسخ ام درسته و تونستم هرچند اندک .کمکش کنم. فردا روز رفتم و دیدم. دیدم بجز من.سه نفر دیگه هم پاسخ نوشتن... تو دلم ناراحت شدم.یاد این فیلم کوتاه افتادم:( به اش گفتم،تمشک بانو نوشته بود.یه چیزی هست به اسم...
-
صد سال پیش!
یکشنبه 22 فروردین 1400 10:54
-
غروب!
یکشنبه 22 فروردین 1400 10:32
تاسیانی،به معنای دلتنگی کردن است.خاصه از فراغت عزیزی،یاپیش آمد حادثه ای،یا مثلا بچه ای برای مادرش تاسیانی کند... تاسیانی،همان دلتنگی، تنگ دلی،ملالت و پریشانی، اضطراب ، وحشت،غمگینی و گرفتگی دل،از اندوه است. تاسیانی به مانند این شعر؛"جزیره منم/که دلم شور می زند/اینجا که هم موج و هم دریا تویی.../است . خانه دل تنگ...
-
خاطرت نازار است
یکشنبه 22 فروردین 1400 07:58
قدیمی ها می گفتن،عصر چهارشنبه ای که وارش بگیره.اگه برید روی ایوان و بگید:"واران بو؟واران بو؟بیئه اَمی خانه ور بُوبو!"بادرنجویه میاد.تو حیاط خونه تون سبز میشه. دروغ چرا؟! یه چهارشنبه روزی .که نمی دونم چرا؟؟عجیب دلتنگ بودیم . عصرش وارش گرفت . وخوب.آدمِ دلتنگ.ولوم صدا و لحنش بغض آلود میشه.ولیکن ما با یه همچین...
-
:)
شنبه 21 فروردین 1400 10:46
.
-
به سلامتی
شنبه 21 فروردین 1400 09:24
"شالیزار،سرت سبز و سلامت باد!" ``سلمان هراتی``
-
شقیقه هایت. . .
جمعه 20 فروردین 1400 08:00
تو در پنجره ها چه می دیدی که برایت دلداری ئی نداشتم؟ ``بیژن الهی``
-
شرح در تصویر!
پنجشنبه 19 فروردین 1400 22:15
-
زخم نامرئی
پنجشنبه 19 فروردین 1400 19:13
/یادم نیست چند سال ام بود، ولی یادمه ؛اولین فال حافظی که گرفتم.دایی کوچیکه با صدای گرمش خواند.بله،همین غزلِ ۲۵۵ بود. //داشتم فکر می کردم.هی فکر می کردم،مخصوصا فکر می کردم...درقابلمه چپو شدو بخار خورشت؛سه تا از پنج انگشتِ دست راست ام رو سوزوند ... دوتا از انگشت هام آبسه کردن. بله،جوری درد داشت که،دل ام بغل باباجی رو...
-
همین.
پنجشنبه 19 فروردین 1400 14:50
" بهترین چیز برای آدم همین است.... اعتماد داشتن به حرفی که می زند؛ و دوست داشتنِ کاری که می کند. . . " #ماریو_بارگاسیوسا