-
یادش بخیر!
پنجشنبه 3 مهر 1399 14:48
معمولا مادرها و مادربزرگها پوست بچه ها رو میکندن.... خاله ها و عمه ها "برادرزاده ها وخواهرزاده ها رو به مهر آبتنی و حمام می کردن.بعد بچه ها بزرگ شدن و رفتن سر خونه زندگی شون. حالا همون مادرها و مادربزرگ ها،بهتر از خاله ها و عمه ها،نوه/ نتیجه هاشونو حمام میکنن... خوب!؟چه پدر کشتگی ؟با پدر مادراشون داشتین آخه؟ بعضی...
-
بدون شرح!
چهارشنبه 2 مهر 1399 11:48
-
دلتنگم؛دلتنگ از این بیداد!
سهشنبه 1 مهر 1399 18:32
از کجا شروع کنم؟ دلتنگی را به چه طریق می توان جمع کرد؟ من این راه را بلد نیستم. . . "نیما یوشیج" . . پ،ن؛ مانده ام_ قدری بارون بند بیاد.برم ببینم انارها درچه حال اند. . بعدا نوشت؛ خوب! بلاخره بارون قدری بند آمدو حال انارهای نارس و بید زیرک تماشایی بود. . .
-
یک تصویر! (باینگان)
سهشنبه 1 مهر 1399 10:55
-
تازه ترین شعر سید علی صالحی!
سهشنبه 1 مهر 1399 10:52
سارا سیاه پوشیده دور از چشمِ آدمی زادی، دارا دارد مشق می نویسد: جریمه آزادی! صَلا دهید....صَلا سَر به داران را، بگو طناب کوتاه آمده بلندایِ باران را. ببین خونِ ماسیده بر طناب وُ خونِ مرده در وَرید، پنهان چه پُشتِ ابر مانده که این ماهِ بی نوید!
-
به دست بسته ام ای مهربان؛ نگاه مکن. . .
یکشنبه 30 شهریور 1399 23:07
"اسمت رو یادم نیست-ولی یادمه خیلی دوستت داشتم!" # دیالوگ رضا کیانیان در فیلم سینمایی کفش هایم کو؟ ☆>>> زنی با گلابی ها؛ اثر بنیان گذار جنبش هنری فراانگاشت ؛گیتی نوین. ☆>>>؛در خبر ها خواندیم_مهرداد خوانساری مدیر اجرایی انجمن آلزامیر گفته است _متولدین دهه شصت همیشه با بحران روبه رو بوده اند.و...
-
از این گونه مردن!
سهشنبه 25 شهریور 1399 21:29
می خواهم بمیرم نه اینکه قلبم از کار ایستد و تنم سرد شود و باخاک یکسان شوم میخواهم بمیرم نه اینکه هیچ صدایی به گوشم نرسد و هیچ خورشیدی بر من نتابد و از دیدن ماه و ستارگان کور باشم میخواهم به مرگی کاملن غیر عادی بمیرم مرگی شبیه بخار شدن آب روییدن دانه غروب خورشید ابری شدن آسمان میخواهم نیست شوم تا در دنیای دیگری ظاهر...
-
ورای نور و ظلمت؛از زمین و آسمان فارغ!
سهشنبه 25 شهریور 1399 15:54
-
هوای تازه !
سهشنبه 25 شهریور 1399 15:50
تو که آن بید بالِ حوض را ، به خاطر داری. . . .! همین امروز غروب برایش ، دو شعر تازه از "نیما"خواندم، او هم خم شدو بر آب گفت: گیسوان ام را مثل افسانه بباف!. . . می خواهم ساده باشم می خواهم در کوچه های کهنسالِ آواز و بغض . . . به گیسوی بید و بوی بابونه بیندیشم به صلاة ظهرو سایه های خسیس به خواب یخ، پرده ی...
-
یک تصویر!
دوشنبه 24 شهریور 1399 15:27
-
و دراین هنگام دخترکی خردسال را ماند. . .
دوشنبه 24 شهریور 1399 14:55
شل سیلور میگه ؛ "یک نقاشی احمقانه بکش، یک شعر `` لی لی لولو ``بگو، یک آواز `` لالا لی لی`` بخوان، توی آشپزخانه ``دیرام دامی ``برقص، چیز جدیدی به جا بگذار که قبلا توی دنیا نبوده..." . از نظر روانشناس ها؛" تن صدای هر نفر نماینده شخصیت واقعی درون اوست. . . " خوب! واما تجزیه تحلیل تصویر دوم؛پر واضحه که...
-
بدون شرح!
یکشنبه 23 شهریور 1399 16:50
-
همین.
یکشنبه 23 شهریور 1399 10:12
چشم دریده دارد این شب عجیب که دندان به طعم تازیانه تیز میکند. بکند...! ما هم به یاد می آوریم که هر خاکستر دیرپایی خود پیراهنِ هزار خرمن از خواب آتش است. پس پاسخ مرا چه می دهی که باداباد؟! این جا کبریت سوخته حتا، در کمین حادثه می دود از بغض باد... "سید علی صالحی"
-
برای گلدون دست هات. . .
شنبه 22 شهریور 1399 22:33
تا یادم نرفته بنویسم، حوالی خواب های ما سالِ پربارانی بود. . . "سید علی صالحی" پ.ن؛عنوان از ترانه ی رازقی ابی.
-
...؛تنها مگر یکی کودک بودن!
شنبه 22 شهریور 1399 21:49
-
ئه رای زور خوشحالَ بئوستن!
شنبه 22 شهریور 1399 15:17
-
دیالوگ!
جمعه 21 شهریور 1399 23:00
"یه وقتی بود قدم تو میدون سربازخونه که می ذاشتم،شیپور پادگان نعره می کشید. چی بود؟ چه خبر بود؟ جناب سرهنگ وارد شد بودن.ایست خبردار.من داد می زدم آزاد. . . !"
-
دسته گل آقای برادرزاده!
جمعه 21 شهریور 1399 22:55
-
دلخوری توش عشق داره!
جمعه 21 شهریور 1399 22:20
ئه را؟ , ئه رای چی؟یه دلخوری به نام اثر اضافه نکردن؟!
-
غروب آفتاب از نگاه دامنه کوه خانگرمز!
پنجشنبه 20 شهریور 1399 22:16
پ.ن؛عکس از محمد سعادتی
-
و پیچیدن باد لای . . .
پنجشنبه 20 شهریور 1399 20:55
-
ماهِ حی و حاظر!
پنجشنبه 20 شهریور 1399 20:42
دیگر کسی به رازِ کنار زدنِ پرده ها پی نخواهد بُرد. ماه پشتِ ابر، من در تخیل تو، تنها...تنها...تنها! دیر شده است دیگر هیچ غریقِ بی راهی دلیل درستی برای دفاع از دریا نخواهد داشت. کلمات...به زانو درآمده اند شاعران. . . بُریده وُ من. . . بی معلوم! سرانجام آیا همه ما به جِرزِ چاره ناپذیرِ جهنم پناه خواهیم بُرد. . . !؟...
-
بدون شرح!
پنجشنبه 20 شهریور 1399 17:15
-
سنگریزه ها،صدا،موسیقی،مورچگان. . .
پنجشنبه 20 شهریور 1399 16:20
من فکر هایم را خیال می کنم و خیال هایم ر ا به چرا می فرستم تا فربه شوند . . . 'بیژن جلالی'
-
دیروز به روایت تصویر!
چهارشنبه 19 شهریور 1399 15:17
. .
-
صدبرگِ منصور و رفقا !
چهارشنبه 19 شهریور 1399 11:36
در پستِ ، "در زمینه ی خاکستری روشن. . ." حرف از ذهن ام رفت به نام شاعر و ...حواس ام رفت پی صدای شاعر /شد!(درپاسخ به نظر آقای امیرعلی خان" باشماق") که چه گفت؟که گفت؛"فراق؟...." که دوستی خواست بدونه چه گفتگویی بوده؟! خوب. بخش اول و سوم رو به دو دلیل گذاشتم. که بخش سوم/ بابت پاسخ به پرسش...
-
هر ورقی دفتری ست؛ معرفت کردگار. . .
سهشنبه 18 شهریور 1399 08:03
-
صبوری کن،صبوری کن،سحر همواره نزدیکه. . .
دوشنبه 17 شهریور 1399 18:25
حیاطُ آب و جارو کردم. چهارتا کفش واکس زدم.یکی قهوه ای/سه تا مشکی. گلدونا رو آب دادم .برگای زرد شونو چیدم. روی سنگ جدول باغچه می ایستم. دونه دونه انارهای روی درخت رو وارسی می کنم.امسال سالِ کم بارشِ. چندتا از برگ های نهالِ لیمو رو می چینم.لابد بوی بهشت پیچد...که یهویی گنجشکا جیک جیک شون گرفت .... یهو یادم...
-
شرح در تصویر!
دوشنبه 17 شهریور 1399 08:17
-
عشقا چه عشرت دوستی . . .
دوشنبه 17 شهریور 1399 07:34
ای خوش منادی های تو در باغ شادی های تو برجای نان شادی خورد جانی که شد مهمان تو . . . ' مولانا'