-
ورای نور و ظلمت؛از زمین و آسمان فارغ!
سهشنبه 6 آبان 1399 15:14
-
همین.
سهشنبه 6 آبان 1399 08:44
آدمی ست دیگر! گه گاهی ام به غورصه خنده، باز می شود آن خاطرِ ,پریشانِ ,لامذهب اش... . . . پ.ن:گفت با دهاتی ها نمی شه گفت. گفت؟به معنای سازشِ! تو ذهن ام حساب کتاب کردم.که خوب!پدرت از دهات خودمونه.مادرت ام سه دهات اونور طر از دهات مون ولایت شه.به عبارتی سه تا نوزده کیلومتر+نصف نوزده کیلومتر روش.دهات مامان تونه!! گفتم؛از...
-
یک تصویر!(در مسیر سراب فشن!)
سهشنبه 6 آبان 1399 05:50
-
دیالوگ!
دوشنبه 5 آبان 1399 20:39
چند سالته؟! _وقتی سر حال ام ۱۸ سال، وقتی خسته ام ۲۵ سال.. . الان چند سالته؟! _ هزار سال... #کوکو قبل از شانل/
-
در زمینه ی خاکستری روشن. . .
دوشنبه 5 آبان 1399 13:22
. . سنگر توقف کردیم برای اَجی نان گرم بگیریم.... قسمت شد شادی رها بودن؛آزادی پرنده ها را تماشا کنیم...
-
دل به یاد پرتو حسنت سرا پا آتش است. . .
دوشنبه 5 آبان 1399 13:00
وقتی رسیدم منزل آقاجان.زن دایی معصوم همراه پدرش آنجا بود. خداوند اموات شما را رحمت کند.دو هفته پیش مادراش پس از سه سال در بستر بودن؛ فوت کرد. از آن مرحوم گفت و گریست... ویک مرتبه پدرش گفت،"معصوم؟ بریم خونه مادرت تنهاست!" گریه ام گرفت... ما عمو مامد صدایش می کنیم. لعنت به آلزایمر.لعنت.
-
بدون شرح!
یکشنبه 4 آبان 1399 15:51
-
و خدای یک عشق،خدای یک سماجت . . .
یکشنبه 4 آبان 1399 14:00
"و اگر نشنوی به تو خواهم شنواند حماسه ی سماجت عاشقت را زیرِ پنجره ی مشبکِ تاریکِ بلند که در غریوِ قلبش زمزمه می کند: ___شوکرانِ عشقِ تو که در جامِ قلبِ خود نوشیده ام خواهدم کُشت...." پ.ن۱؛ و تو خاموشی کرده ای پیشه من سماجت، تو یک چند من همیشه. پ.ن۲؛پنجره اما هم از آنگونه سر در کار خود بر بسته دارد لب چون گل...
-
پای افرا!
یکشنبه 4 آبان 1399 11:23
همیشه اینجور بوده که ، بعد باران های چند روزه! پای درخت ها قاچ! سبز شه. صدالبته که همیشه ی خدا قارچ ها سَمی نیستن! مثلا قارچ های پای درخت بید،صنوبر و تبریزی،قارچ های خوش خوراکی سبز میشه!... یه مدل قارچ هست! به اش 'میش' میگن. شبیه سیب زمینی های کوچولو و کج وامجه ... قدیمی ها میگفتن؛بعد رعد و برق های باهاری/سر از خاک در...
-
یک تصویر؛ و دیگر هیچ!
شنبه 3 آبان 1399 08:56
-
تو را به جای همهء روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم. . .
شنبه 3 آبان 1399 08:31
. . . پ.ن۱؛ چند تصویر دوست داشتنی ازخوشگلی های پاییزیِ روستا! (با تشکر از مدیرت کانالی که دادا درش عضوِ؛روستای قره گزلو علیا) پ.ن۲؛نیچه در شعر "صنوبر و آذرخش" گفته: فراتر از آدمی و حیوان فراتر روئیدم و سخن می گویم کسی را بامن سخنی نیست. بس بالیدم و بس بلند چشم به راهم؛چشم به راه چه؟ بارگاه ابرها,بس نزدیک است...
-
ذهن آگاهی در زمینه ی خاکستری روشن...
جمعه 2 آبان 1399 10:03
عرض ام به حضور شما که،خدمت آقای امیر علی خان عرض کرده بودیم.. برای مثال!یکی از درجه یک ترین اساتید مملک مان را خدمت شان معرفی میکنم. این شما ،واین هم آقای دکتر سید محسن فاطمی ،ر وان شناس،مدرس، منتقد فیلم. . .
-
بسم الله الرحمن الرحیم!
پنجشنبه 1 آبان 1399 18:38
احساس به معنای دریافتن،آگاه شدن و درک چیزی با یکی از حواس و در روان شناسی ،بازتاب ذهنی تاثیرات مادی(فیزیکی)است...که شالوده ی همه ادراکات به شمار می رود.... خدایا ،خدایا،خدایا، خدایا...، خدایا....، خدایا...، خدایا ،خدایا، خدایا، خدایا. . . *من خوب بودم.یهویی احساس کردم ... باید هزارسال دلتنگ باشم.باید دل ام شور...
-
بدون شرح!
پنجشنبه 1 آبان 1399 08:42
-
بنام آنکه آبان آفرید!
پنجشنبه 1 آبان 1399 00:17
پ.ن؛ دوست عزیزی که پرسیدی؛ "شما آبان ماهی ای؟" نخیر عزیزم! چوپان و سارا آبانی اند. باآرزوی بهترین ها... میلاد شما و همه ی آبان ماهی ها مبارک بلامیسر!
-
جهان زیر انگشتانم به خواب می رود. . .
چهارشنبه 30 مهر 1399 15:13
اتاقی که در من ساخته ای با ابعاد بسیار و پنجره ای کوچک پناهگاهی است برای جهان که هر شب آشفتگی هایش را روی تاقچه می گذارد و روبروی من دراز می کشد زخم های عمیقش را می بندم اقیانوس ها آرام می شوند شکارچیان نهنگ به خانه برمی گردند واعتراف می کنند دوست داشتن برای زندگی کافیست. . . پ،ن؛شعر و عنوان از علی رضا عباسی. هلک هلک...
-
یک تصویر!
دوشنبه 28 مهر 1399 21:54
-
. . .
دوشنبه 28 مهر 1399 21:29
" از زندگی ات رؤیا و از رؤیاهایت واقعیت بساز." #آنتوان_دوسنت_اگزوپری پ.ن1؛بازخوانی ترانه "دل غافل"توسط آذر محبی(رام ش)
-
سینما حقیقت!
دوشنبه 28 مهر 1399 15:57
با هم مستند http://www.doctv.ir/program/148666 ببینیم.
-
شرح در تصویر!
یکشنبه 27 مهر 1399 22:24
-
شاید اگرت توانِ شنفتن بود. . .
یکشنبه 27 مهر 1399 14:58
بحمدالله خوشه های شابج=شاه برنج!طلایی شدن. خسته ام. پله ها را یکی یکی بالا آمدم . سر جای بچه ی دوساله نشستم. _دست ش را دراز کرد...چکه بارونُ گرفت تو مشت اش. . .. یادم افتاد جایی خوانده بودم؛"کودک ۲۴ ماهه ۵۰ تا ۷۰ کلمه می داند.و قادر است آنها را کنار هم بگذارد و عبارت و جمله بسازد.و کودک در این سن به شدت احساساتی...
-
خوشا رها کردن و رفتن. . .
جمعه 25 مهر 1399 21:24
-
ئه ی هه وار!
جمعه 25 مهر 1399 20:58
قدیم ها به پله"چینه" میگفتن. به پایین پله ها"چینه جیر". عمه شهر بانو! با یه سطل آب و جارو . . . میره چینه و چینه جیر رو آب و جارو میکنه!... کارش تمام میشه و زمان برگشتنش... چشم تون روز بد نبینه الهی. . ، از پله ی دوم لیز میخوره...پخش چینه جیر میشه. ., دو شب! مریض خونه می خوابوننش. دست و پاش کبود می...
-
خوشا پیدا شدن در عشق. . .
پنجشنبه 24 مهر 1399 20:06
-
. . .
پنجشنبه 24 مهر 1399 09:29
دور از جان شما،سرمای عجیبی تناول کردیم. با این اوضاع...دکتر که نمیشه رفت... لاکن خودمون پزشک دربار فرعون_"سومی هه" شدیم.... آزی ۲۵۰.روز اول دو عدد.سپس روزی یک عدد. لورا هر ۱۲ ساعت یک عدد. بخور اکالیپتوس .پرهیز از چرب چیلی ها...آبجوش و عسل آویشن... و استراحت.واستراحت.واستراحت. تا جایی که فدای سرتان... خانه را...
-
همین.
چهارشنبه 23 مهر 1399 22:30
لب دریا نسیم و آب و آهنگ شکسته ناله های موج بر سنگ مگر دریا دلی داند که ما را چه طوفان هاست در این سینه تنگ تب و تابی است در موسیقی آب کجا پنهان شده است این روح بی تاب؟. . . 'فریدون مشیری' پ.ن۱؛ منسوب به رومن گاری نوشته بود؛ "گاهی اوقات گوش دادن،تنها راهِ کمک به یک انسان است." پ.ن۲؛گیلان_ساحل _زیبا کنار!
-
برشی از یک فیلم!
سهشنبه 22 مهر 1399 09:06
-
زنده باد امید!
سهشنبه 22 مهر 1399 07:18
نه در خیال ،که رویاروی می بینم سالیانی بارآور را که آغاز خواهم کرد خاطره ام که آبستنِ عشقی سرشار است کیفِ مادر شدن را در خمیازه های انتطار طولانی مکرر می کند. □ خانه یی آرام و اشتیاقِ پُر صداقتِ تو تا نخستین خواننده ی هر سرودِ تازه باشی چنان چون پدری که چشم به راهِ میلادِ نخستین فرزندِ خویش است؛ چرا که هر ترانه فرزندی...
-
یک تصویر!(هورامان)
دوشنبه 21 مهر 1399 22:16
-
چوچاق!
دوشنبه 21 مهر 1399 18:02
گیاهی که بعد از آسیاب شدن ،با سیر و مغز و گردو آب انار؛ به زیتون اضافه میشه و پروده و دلچسب و لذیذش میکنه...همین پدرسوخته"چوچاقِ!" و بسیا آرامبخش اعصاب و خواب آورِ.جوری که آدم دلش میخواد بالش و پتو ورداره کنارش از این پهلو به آن پهلو شه. به گمونم مثال اون مادربزرگ هاییِ که.آدم یه چایی پیشش بخوره،بعد دلش...