-
با احترام ؛تقدیم شما عزیزانم:)
یکشنبه 10 شهریور 1398 13:08
به رسم ادب واز صمیم قلبم، بابت حضور و مرام و معرفت تون ،از شما عزیزان❤م، تشکر و قدردانی میکنم. خیلی مرسی که هستین؛شیمی جَنِ قُربان❤ دعا میکنم به اتفاق عزیزان تون؛ روزگارتون بر مراد باشه. آسمان تون همیشه آبی آرام روشن باشه. قلب تون از هر غصه ای دور باشه. جسم و روح تون سرچشمه و جاری باشه. سهم چشمان تون نوروز و بهاران...
-
دل ب دریازدگان...
پنجشنبه 7 شهریور 1398 16:24
شِکوِه ای نیست ز طوفان حوادث ما را دل به دریازدگان خنده به سیلاب زنند... . . خلاصه اینکه ؛ بعد خوندن بیت بالا،یادمون اومد که،اناتول _فرانس فرمودن؛ شاد بودن ،دوست داشتنی ترین شکلِ جرأت است ! . . . دوستانِ عزیزمن؟ سلامت و شاد باشید همیشه❤
-
ازمیان هاتویی های اویتامن...
پنجشنبه 7 شهریور 1398 13:16
خوشا رها کردن و رفتن... خوشا پر کشیدین... خوشا رهایی... . . . تصویر اول،حوالی اذان مغربِ... تصویر دوم،همان مکان تصویر اولِ.منتهی زمانش؟یادم نیست.البته مهمم نیست.قصدمون به تصویر کشیدین الیل رو به النهار رسوندن دم استخر بود*_* **** ****جای شما سبز،اومدیم پشت پرچین استخر! تمشک بچینیم :)ولی ا نگار _یکی قبل ما _اومده و کلک...
-
الهی به امید تو ! (کلاس کناری)
پنجشنبه 7 شهریور 1398 12:55
-
ورای نوروظلمت؛از زمین وآسمان فارغ!
سهشنبه 5 شهریور 1398 21:48
-
یک پنجره!
سهشنبه 5 شهریور 1398 21:14
گاه تنهایی، صورتش را به پس پنجره می چسبانید.... امروز دبیرستان روز شلوغ پلوغیه. توی سالن و راهرو ،اولیا برا ثبت نام نوبت نشسته اند .البته کلافه ی درب داغونن.و هی از بغل دستی هاشون می پرسند"شماره شما چند بود؟"وگلایه و شاکی ! پچ پچ میکنن و از کارو پخت و پز و خرید و باشگاه و....افتادن! یکی شون بلند شد پیش روی...
-
عدالت، از آبی که شخص تشنه به آن می رسد شیرین تر است...
سهشنبه 5 شهریور 1398 10:30
" ترازوی عدالت" اثرِ `کارلوس فالکو ` کارتونیست و تصویر سازِ کوبایی عنوان از ؛امام صادق عیله السلام
-
بدون شرح!
دوشنبه 4 شهریور 1398 19:09
-
تیمار
دوشنبه 4 شهریور 1398 18:30
مهم است که می گویم گوش بگیر! او که امید را از تو می گیرد همه چیز را از تو گرفته است.... #سید علی صالحی پ.ن؛ سلام علیکم ورحمت الله:) به قولِ داییِ مهرسانا ، "احوال شما؟" امید وارم خوب و خوش سلامت باشید همیشه... بابت تاخیردرپاسخ به کامنت های پست قبل، از یکایک دوستان عذرخواهی میکنم.برماببخشایید. شکر خدا منم...
-
یک تصویر!
پنجشنبه 31 مرداد 1398 17:57
-
عنوان ندارد!
پنجشنبه 31 مرداد 1398 17:47
عشق خدا به دریا می ماند.هر انسانی به قدر ذاتش از آن آب بر می دارد. اینکه هر کسی چقدر آب برمیدارد به گنجایش ظرفش بستگی دارد.یکی ظرفش خمره است،یکی دلو،یکی کوزه،دیگری پیاله..... #ملت عشق
-
ورای نوروظلمت؛از زمین وآسمان فارغ!
پنجشنبه 31 مرداد 1398 08:28
-
تونباشی!
پنجشنبه 31 مرداد 1398 07:40
با هم تیتر خوشحال کننده ای که چند وقت پیش خواندم و تو ذهنم ثبت شده؛بخونیم؟ "حسین زمان پس از 17 سال سکوت،خواند." (زنده باد امید) فرارو؛مجوز فعالیت هنری حسین زمان ۱۷ سال پیش بنا به دلایلی که به گفته ی خودش تا کنون مشخص نشده،به حالت تعلیق درآمده تا اینکه در دوران مدیریت علی ترابی بر دفتر مدیریت موسیقی ارشاد...
-
بدون شرح!
سهشنبه 29 مرداد 1398 14:39
-
نفست جام بهار است و...
سهشنبه 29 مرداد 1398 12:45
به قول پروفسور حسابی؛ اگر انسان ها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛ محبت شان به یکدیگر نامحدود می شود... *گوشی رو گرفتم سمتش وگفت م؛فیگور آقاهه چقدر خودتی! آروم پلک زد وگفت:"آغوش شما لبریز خداست!" خنده ام گرفت،گفتم،چه ربطی داشت؟گفت ،خودت بهتر میدونی خیلی هم ربط داشت .گفتم،نه نه.خواهشا جلو نیا دادای...
-
عید تو مبارک:)
سهشنبه 29 مرداد 1398 12:19
-
ازمیان هاتویی های اویتامن...
دوشنبه 28 مرداد 1398 12:58
*امروز لحاف و ملحفه و پتو مسافرتی و کیپ تا کیپ- دو بند رخت_ شستشو نمودیم. البته قبل این شستشو ها، جارو کشیدیم و قرمه سبزی بار گذاشتیم و مابین کارها بهش سر زدیم و....الان_ از عطربوش مشخصه که در شرف جا افتادنِ. *پرسید،این چه مدل دوست داشتنه؟که داره بهش آسیب می زنه؟ گفتم؛چه عرض کنم والا!؟ خیلى جدی گفت؛خسته نباشی !عزیزمن....
-
یک تصویر!
یکشنبه 27 مرداد 1398 15:34
-
گرم و زنده....
شنبه 26 مرداد 1398 16:19
خستگی باستانی ،خستگی موروثی،ذره ذره از تنم به در می شود. آرامش پر بار این درخت به من هم سرایت کرده است.خوبم،خوشم؛کجام؟ هیچ جا! نیمه شب است ؟یا نزدیک سحر؟نمی دانم! انگار در مکثی خالی،میان دو دقیقه پرهیاهو نشسته ام؛ میان بی نهایت گذشته،بی نهایت فردا! ونگاهم خیره به عنکبوتی است،که صبور و آرام توری نازک می بافد... #دیالوگ...
-
ورای نوروظلمت؛از زمین وآسمان فارغ!
جمعه 25 مرداد 1398 00:13
-
...جمعه به مکتب آورد طفل گریز ...
جمعه 25 مرداد 1398 00:05
روزی معلمی در کلاس ریاضی شروع به نوشتن بر روی تخته سیاه کرد؛ 7=1*9 18=2*9 27=3*9 36=4*9 45=5*9 54=6*9 وقتی کارش تمام شد به دانش آموزان نگاه کرد،آنها دیگر نتوانستندجلوی خود را بگیرند و شروع به خندیدن کردند. وقتی او پرسید چرا می خندید،یکی از دانش آموزان اشاره کرد که معادله اولی اشتباه است. معلم پاسخ داد؛ "من معادله...
-
همین.
سهشنبه 22 مرداد 1398 13:30
" فَاصبِر لحُکمِ رَبکَ" پس در برابر حکم و قضای پروردگارت، شکیبا باش... # قلم_ آیه 48
-
سلام بر ابراهیم(آیه ۱۰۹_سوره صافات)
دوشنبه 21 مرداد 1398 06:55
اسماعیل تو کیست؟چیست؟مقامت؟آبرویت؟موقعیت؟شغلت؟پولت؟خانه ات؟باغت؟اتومبیلت؟معشوقت؟خانواده ات؟علمت؟هنرت؟لباست؟نامت؟نشانت؟جانت؟جوانی ات؟زیبایی ات؟ من چه می دانم.این را تو خود میدانی،تو خود آن را،او را،هرچه هست و هرکه هست،باید به منی آوری و برای قربانی،انتخاب کنی.... من فقط می توانم نشانی هایش را به تو بدهم: آنچه تو را در...
-
سه تصویر!
یکشنبه 20 مرداد 1398 08:28
این تصویر یادتونه؟بله_اول نوروز نودُ هشتِ:) ***مرداد نودو هشت:) *** جای شما سبز،بسیارخوش طعم و مزه بود.
-
ورای نوروظلمت؛از زمین وآسمان فارغ!
شنبه 19 مرداد 1398 22:00
-
نه چه کاریه؟
شنبه 19 مرداد 1398 21:54
پیمودن راه حق کار دل است نه کار عقل! راهنمایت همیشه دلت باشد، نه سری که بالای شانه هایت است.از کسانی باش که به نفس خود آگاهند،نه از کسانی که نفس خود را نادیده می گیرند... #الیف شافاک پ،ن؛مدتیِ که دادای من ترانه ای رو مکررگوش میگره و زمزمه اش میکنه ! دوست داشتین ،سمت پیوندها،اولین پیوند،"اند احوالات دادای...
-
یک تصویر!(لاجون_آذر۹۷)
پنجشنبه 17 مرداد 1398 00:05
-
همین.
چهارشنبه 16 مرداد 1398 23:18
من غصه را شادی کنم گمراه را هادی کنم من گرگ را یوسف کنم.... پ،ن؛http://darkstreet27.blogfa.com/post/13<--این پست ؛ باعث شد (مرسی رهگذرجان❤)،این پست از چرکنویسی دربیادو منتشر بشه*_*دو ،سه صفر بشه. *تو مسیر (دبیرستان)رفت،منطقه ن ظامی و دادگاهِ.دوست ندارم چشمم به بچه های زابراه دم دادگاه بی افته،چشم هامو می بندم و تو...
-
بدون شرح!
سهشنبه 15 مرداد 1398 19:44
-
ورای نوروظلمت؛از زمین وآسمان فارغ!
دوشنبه 14 مرداد 1398 21:44