X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 21 بهمن 1395
توسط: Madar Baran

یک پل ؛پل چوبی...

....

.... 

ازهمین جای دور از تو 

گفتم که چشم های تو زیباست 

برادران یوسف را نگاه کن!

بوی پیراهن را می درند این بار 

تعجبی هم که ندارد

آدم های تو روی پل اگر 

بلند که بخندی...

*فرامرز سه دهی *

_______

.....

یک پل 

یک معبر بزرگ 

ازجنس یک "نفس"

در روح و جسم خسته ی من

حیاط می دمد...!

*نودهی *

+جنس چوب پل چوبی ؛اقاقیا هست؛ واین گذر پراز عطروبوی یاس وحشی واقاقیاها بهارنارنج و شکوفه ی سیب وگلابی ست!یعنی گذری پیلی پیلی آور...

√باورتون میشه؟یک زمانی سرهمین پل چوبی تارف میکردن؟ تا ز پل گذرکنند و هرکدام سویی روند؟

مش صغری اونور پل ؛مش نجمه این ور پل ؛راجب روزمرگی هاش گپ وگفت چی؟که مش زینب بذله گو ز راه می رسید و....باقی قضایا چی!؟

پف.

نظرات (1)
miss_love
جمعه 22 بهمن 1395 ساعت 15:04
برایتان موفقیت توام با سر بلندی آرزومندم
شما هم به من سر بزنید واقعا دست گلتون درد نکنه،تشکرررررررررر
65168
پاسخ:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد