X
تبلیغات
رایتل
جمعه 30 مهر 1395
توسط: Madar Baran

نوای ؛سنگ ریزه های شنوا!

....

....

...گلچین گیلانی ،با آن شعر طرب ناکش بسی در ذهن ها مانده!

....ها!!چرا خموشی تو!؟کجاست آن ؛دم به دم در شور و غوغا هایتان...!؟


شما یادتان هست ؛آن چشمه ی جوشان نام برده در ؛باز باران با ترانه ؟؟

√شما حاظرید تکه هایی از آن شعر را هم خوانش نماییم!؟


رود خانه 

با دو صد زیبا ترانه 

زیر پاهای درختان 

چرخ می زد ،چرخ می زد ، همچو مستان.

چشمه ها چون شیشه های آفتابی 

نرم وخوش در جوش ولرزه 

توی آن ها سنگ ریزه 

سرخ و سبزو زرد و آبی.

بادو پای کودکانه

می دویدم همچو آهو

می پریدم از لب جو

دور می گشتم ز خانه.

می پراندم سنگ ریزه 

تا دهد بر آب لرزه 

بهر چاه و بهر چاله....


√روح شان شاد ؛که با حروف های الفباء ؛عین وشین و قاف به مخلوقات آموختن...


خانش دوم؛


می شکانیدم به پایین 

شاخه های بید مشکی 

دست من می گشت رنگین 

از تمشک سرخ ومشکین.

می شنیدم از پرنده 

داستانهای نهانی 

از لب باد وزنده 

رازهای زندگانی 


هرچه می دیدم در آن جا

بود دلکش ،بود زیبا 

شاد بودم 

می سرودم؛


-روز ای روز دلارا 

داده ات خورشید رخشان

این چنین رخسار زیبا 

ورنه بودی زشت و بی جان 

این درختان 

با همه سبزی و خوبی 

گو ،چه می بودند جز پاهای چوبی

گر نبودی مهر رخشان؟

روز ای روز دلارا 

گر دلارایی ست

از خورشید باشد

ای درخت سبز و زیبا 

هر چه زیبایی ست 

از خورشید باشد.>>...


√به قول استاد داریوش اسدزاده ؛ نوازنده و موسیقی دان گیلانی ؛زیبا ترین و مخلص ترین و بی توقع ترین نماد مهر ورزی در هستی ،خورشید ملموس وملحوظ و جاری ست و لاغیر.


خوانش سوم؛


بسته شد رخساره ی خورشید رخشان

ریخت باران ،ریخت باران.


جنگل از باد گریزان

چرخ ها می زد چو دریا 

دانه های گرد باران

پهن می گشتند هرجا.

برق چون شمشیر بران 

پاره می کرد ابرها را

تندر دیوانه غران

مشت می زد ابرهارا.


 اوست که برای بیم از قهر و امید به رحمت خود برق را به شما می نماید و ابرهای سنگین را هر جانب بر می انگیزد (۱۲)سوره رعد.ولاغیر.

(۱۳)*...ولاغیر.

*همان سوره.


+باساربان بگویید احوال آب چشمم/تا بر شتر نبندد محمل به روز باران... سعدی علیه الرحمه 

پنج‌شنبه 29 مهر 1395
توسط: Madar Baran

نقره فام!

...

...

....

....


خیلی بده که ؛آدمی از نوعه آدم های پُرسوالیه باشد-هی آن سوالیه ها در مخیله اش شلنگ تخته گون باشد -که آدمی 

....

ای کاش آدمی می توانست! دریچه ی مخیله اش را بگشاید و آن ملیجه ای که دایم شلنگ تخته.....،!پر بکشد ؛برود روی بلند ترین سرشاخه ی بید بن!! نشسته پهلوی انار بنه حیاط ؛چون باشد؛)

سوال مهم ؛اگر مثعولی زی ربت چون بودجه های متداول به یغما برده ی متداول را...چونان نماید ؛آیا روزی روزگاری ابرهای اوصتان مان را کامیون کامیون به اوصتان خود برده تا بر بالای بلند ترین نغطه ی دیار خود ؛درب کامیون کامیون ؛شایدم.اسکانیا اسکانیا ؛گشودن نماید و.....

آیا آن تابلوای که ؛نبشته ؛به شهر باران های نقره ای خوش آمدید...؛را هم باخود خواهد برد؟!!؟؟؟

آه ابرهای سرزمینم....

کلود هایی که نقره فام می نمایید....

بسی دلتنگ ؛ببارید...



چهارشنبه 28 مهر 1395
توسط: Madar Baran

کدوهالووینی :|

....

.....

....

....

....

.....

....

....

...

....

....کدو حلوایی یا کدو انجیری ...

شایدم ؛کدوی هالووین:|


سه‌شنبه 27 مهر 1395
توسط: Madar Baran

شبدربنفش!


....شبدر بنفشِ ایرلندی

سه‌شنبه 27 مهر 1395
توسط: Madar Baran

مولودیه ی ارغوانی:-*

......


غسل دادن نوزاد بر ولی او یا مأذون از سوی  ولی مستحب مؤکد است!

ولیکن مامان جان مان مأذون از سوی ولی دختر بابا را غسل مولود نموده و چونان؛ که مشاهده می نمایید -چونش نموده :-*

√اوه -بوی گلوی نوزاد پس از چونو+صدای سه تار....T_T