X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 17 مرداد 1396
توسط: Madar Baran

...

....

.....

 ای دل سر مست،کجا می پری؟

بزم تو کو؟باده کجا می خوری؟

مایه هر نقش و ترا نقش نی 

دایه هر  جان و تو از جان بری 

صد مثل و نام و لقب گفتمت 

برتری از نام و لقب ،برتری 

چونک ترا هر دو جهان خانه نیست 

هر نفسی رخت کجا می بری ؟

نقد ترا بردم من  پیش عقل 

گفتم ؛<< قیمت کنش ای جوهری 

صیر فی نقد معانی تویی 

سرمه کش دیده هر ناظری >>

گفت ؛<<چه دانم  ببرش پیش عشق 

عشق بود نقد ترا مشتری 

چون به سر کوچه عشق آمدیم 

دل بشد و من بشدم بر سری >>

.....

......هر متفکر ژرف نگری بیشتر از آنکه نگران فهمیده نشدن (افکارش) باشد نگران کج فهمی است.

به دستش ؛خوب نگاه کنید!،که با چه قدرتی...گوسفند" گر "رو  نگه داشته...

بله.اون بز گر هست که گله رو گر میکنه..که ما در ایام عید شنیدیم؛

 سر صبحگاه  بودیم...که استوار فلانی  گفتند؛ ببینید بچه ها ؛ "یک بز گر ،گله ی گر می کنه"!آیکن سالن منهدم شد.

 مامان جان ولایت هستند؛که عروس بزرگه  همراه مرد شریف رفتن بهشون سر زدن؛که تصویر فوق رو برام فرستادن؛به سلامتی یک قسمت از دو تکه برنجزار پدر جان درو شده...فلضا ما دلمان برای مامان مون تنگ شده. یعنی ما مامان می خواهیم....البته امروز باهاشون کل گب زدیم؛منتهی دلمان خسته اس و دلتنگی می نماید....

..فلضا دلمان برای شنیدستنهای؛"فوضول خانم  ره می رما " تنگیده است(دور از تی جان ببه پئر جانِ بلامسیر:-*)

......

.......

پینوشت ؛سوره مائده /آیه 105.

-ای کسانی که ایمان آورده اید شما مراقب خودتان باشید.اگر شما هدایت یافتید کسی که گمراه شده به شما زیان نمی رساند.بازگشت همه شما  به سوی خداوند است و شما را به کارهایی که کرده اید آگاه خواهد ساخت.


نظرات (4)
فرانک
جمعه 20 مرداد 1396 ساعت 02:18
آخی عزیزم..
فدای دلتنگیت بشم..
ایشالا زودی ببینیش و کل دلتنگیت از بین بره
پاسخ:
خدانکه؛زنده سلامت بمونیدددد
مچکرم
باران
پنج‌شنبه 19 مرداد 1396 ساعت 01:16
ما هم برنجامون رو جمعه درو میکنیم...شما هم دیگه پیلو لاکو هستی!دلتنگ مامانم چیه؟!(دلتنگی واسه مامان نباشه واسه کی باشه...جان قوربان)
پاسخ:
به به..سلامتی جان امره...خرج سفر و شادی...
ما پیله لاکو هستیم...که هستیم دیگه دله دیگه!!ایوارکی دلتنگی میکنه...ارواح ملایعقوب ما هیچ کاره بیدیم
(تی جان قوربان می جان باران می تورش واشی)
صبیره
چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت 16:30
از کل نوشته ت لذت بردم... حالم خوب شد...
ممنونم
پاسخ:
فدای شما؛عزیز دل م
نیلگون
چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت 11:37
مادر باران عزیزم
من نیز دلم برای مادرخانمی ام که همیشه در کیلومترها دورترشان زندگی میکنم بس تنگ و گرفته است بیایید در آغوش هم اشک دلتنگی بریزیم و البته دعا کنیم برای سلامتی و طول عمر و شادی همه پدر مادرها
آن پسر گله دار قوی بسیار در ما حال خوشی پدید آورد .... آفرین بر قدرتش که نه تنها در دستش پیداست که در چهره اش نیز
و صد البته آن عروسک مو طلایی که دلمان خواست یک لقمه اش کنیم و قورتش بدهیم
و صد البته تر برنجزار پدر که بسی زیبا و دلنشین است تا ابد سرشار از برکت باد
کلا نه تنها پست ها و کامنتهای شما، که حتی اسم شما نیز در ما حال خوشی پدید می آورد
پاسخ:
جون دل مادر باران
بلی بلی....دعا کنیم برای سلامتی و طول عمر و شادی همه پدر مادرها...که در چشم خدا محفوظ باشند...
قربان مادر خانمی شما و گل دختر نجیبش..
اوه...که در چهره اش نیز...
وصد البته عروسک موطلایی... نیلگون دخت!؟ باز یک لقمه و قورت!؟...شما بجرم تناول عروسک ها بازداشتید خانم :
الهی آمین...ان شاء الله....عزیز دوست داشتنی ام ممنون و مچکریماز لطفها و مرحمت های شما.....نیلگون بانو
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد