X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 17 آبان 1396
توسط: Madar Baran

ازدرون چاه جسمم،دل گرفت...

 ....

.....

 اغلب بهترین قسمت های زندگی زمانی بوده اند که هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.چون تو می دانی بی معناست و همین آگاهی تو از بی معنا بودن ،تقریبن معنایی به آن می دهد...

می دانی منظورم چیست؟

+وقتی فرصتی پیداشدو تنهادرخانه ای...ببایستی عامه پسند را بخوانی..عامه پسندی  که نویسنده اش مدام درحال شوخی نمودن با خواننده هاش هست....می دانی  منظورم چیست؟!:))

+ همه ما گاها دیدیم ...توی ترافیک و اتوبان و...اتومبیل پیش رویی...بچه ای مشغل بازی و دنیای خودش و...بعضی وقتها همین ها متوجه تان می شوند و لبخند میزنن و ...لابد شما دستی تکان می دهید و...او نیز هم...گاهی هم با کمال تعجب ...با فرستادن زبان مبارک شان ..ناکوت تان می نمایند ...فلضا پشت دست مان را داغ می نماییم...که  تا آن پفیوز دیگر..kiss هوایی نفرستد ..که تا ما انگشت اشاره... سمت راننده بگیریم ..که یعنی برای ایشان و او انگشت اشاره سمت شاگرد و هی تکان تکان..که یعنی...می دانید منظورم چیست!؟:/

√عنوان ز عطار.

نظرات (14)
مترسنج
چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت 21:41
اغلب بهترین قسمت های زندگی زمانی بوده اند که هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای....
پاسخ:
....
:
فرانک
یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 16:32
من که وقتی تنهام کلی فکرای بد میان تو ذهنم....
پاسخ:
فرانکی گلم:
وقتی تنهایین، درو قفل کنید .
در که قفل باشه ؛هیچ فکر بدو پدرسوخته ای نمی تونه وارد ذهن مبارک تون بشه.
Sabi gol
شنبه 20 آبان 1396 ساعت 10:30
اختیار دارین... خیلی ممنونم که بهم چندتا کلمه جدید یاددادین
فدا مدای شما

اره نامه الکترونیکی ای که ایشون نوشته بودن رو تمام مهندسین امضا زدن. منم جزوشون بودم.
امیدوارم وزارت کشور پیگیری کنن. چون شیرابه های بیمارستانها جزو الودگی هایی هست که اصلا به راحتی قابل رفع نیست
پاسخ:
میدونید صبیره بانو!؟ مش حسن اوایل ان ق لاب شروع به مرغانه کردن نمود..تا اسفند 75دیگه تعطیل کرد.یعنی درست زمانهایی که دکتر م ر ن دی داشت جوایز شو از سازمان جهانی بهداشت +سازمان ملل متحد +نشان درجه یک...می گرفت ؛مش حسن مشغول مرغانه نمودن بود.تازه کلی هم به تیزر های تبلیغاتی ..پشت کبریت و شیشه ماست و درو دیوار.. می خندید
میدونید ؟چقدر پدرجان اون پله های ثبت احوال رو بالا پایین رفتن و ....تا تونستن برای بچه ها شناسنامه بگیرن!؟میدونید نفت اینا رو قطع کرده بودن!؟ میدونید کوپن قند و شکر و روغن ...
میدونید مرکز بهداشت به بچه ها واکسن نمی زد که هیچ!! دوس داشتن مش حسن رو تیر باران کنن..!میدونید چقدر مش حسن رو تحقیر می کردن!؟
ولی مش حسن اصلا روحیه اش رو از دست نداد که ...
(خدایی هر دوازده تا بچه های مش حسن ...حرف ندارن )
یه سوال!؟چطوری الانه،راه براه تی وی زیر نویس میکنه؛ یک شبه راه مش حسن رو ادامه بدید
بگذیرم؛
سرتونو بگیرین بالااااا..دلمون وا شه
.
+بله.شیرابه های بیمارستانی و....یعنی آلودگی تمام آبهای زیر زمینی...همین چاه هایی که روستایی ها دارن...
خیلی متاسف م...خیلی
طیبه
جمعه 19 آبان 1396 ساعت 19:40
من هم همیشه یه کتاب علی الخصوص کتاب شعر یا رمان کوچکی باید دستم باشه
پاسخ:
الهی بمیرم براتونکجایییییین
وجود نازنین تونو از ما نگیرین...طیبه بانو.
میثم علیزاده لنگرودی
جمعه 19 آبان 1396 ساعت 13:27
سلام گل بانو

بسیار زیباست...

موفق باشید
پاسخ:
سلام علیکم آقای علیزاده لنگرودی ارجمند
ممنون و سپاسگزارم...
سلامت بمانید و موفق....
مامان
جمعه 19 آبان 1396 ساعت 01:17
ماشالله، هزار ماشالله خانم دکتر خاله کلاس تکواندو میره،
هزار ماشالله،
ایشالله سلامت باشند،
مامان باران مهربون سلامت باشید ایشالله که اینقدر به فکر زاکانید.
خسته نباشید خاخور گلم.
دستتون درد نکند.
به‌به شیرموز در آرامشی که از حضور مادر ایجاد میشه....
کلی انرژی مثبت گرفتم از پستتون.
پاسخ:
سلامت بمانید و بمانند(شما و خانواده محترم تان)
تی جان ره بمیرم...می مهربان خاخور ...
شیمی فیدا می جان زای
خیلی عزیزیدددد...مامان مشید جان
مراقب خودتون و سینا خان باشید...
سپیده مامان درسا
پنج‌شنبه 18 آبان 1396 ساعت 22:47
از این فکر کردن ها و اتفاق های آخر که گفتی واسه همه معمولا پیش میاد
الهی همیشه بهترین ها واسه همه اتفاق بیوفته تو زندگی
پاسخ:
الهی آمین. الهی آمین مامان سپیده ی عزیز دل م
بعله.پیش میاد..
Sabi gol
پنج‌شنبه 18 آبان 1396 ساعت 22:00
منظورتون جنگل های سراوان رشت بود... الان متوجه شدم که سرچ زدم...

کاش به جای رها سازی این شیرابه ها توی محیط زیست اونم توی جنگل که کلی الودگی به خاک وارد میکنه و باعث مسموم شدن گیاها و درختا و خشک شدنشون میشه اون شیرابه ها رو در محل دفع زباله کیلومترها زیر خاک دفن میکردن. یه جای مخصوص براشون در نظر میگرفتن.
با اینکه مدتیه رو لجن ها و این شیرابه ها دارن تحقیق میکنن تا بتونن یه جوری الودگیشونو کم کنن ولیی بازم به نتیجه نرسیدن.
امیدوارم بلاخره روزی برسه که محققین اعلام کنن که از این شیرابه ها میتونیم به عنوان کود سالم استفاده کنیم.
خیلی دوست دارم روی الودگی خاک برای تز دکترام کار کنم‌اما باید اول قبول بشم که بتونم کار کنم.... متاسفانه توی کشور ما به جامعه مهندسینی مثل ما اهمیت نمیدن در حالی که اگر مورد حمایت قرار میگرفتیم میتونستیم روی بخش اعظم الودگی های کشور کار کنیم. الودگی خاک یا هوا یا اب یا هر نوع دیگه ش. فرقی نمی کرد... ولی متاسفانه نمیشه. و خیلی ها بیکارنو فک میکنن این رشته بی مصرفه. و در واقع در ایران بی مصرفه.
پاسخ:
بله. جنگل سراوان رشت. زباله دانی شهر رشت. زباله های بیمارستانی....
فکرکنید ؛مشغول قدم زدن در جنگل هستید و؛پای بریده شده ببیند!!
آخ.کاش ..
کاش...
کاش ...
متاسفانه ..
متاسفانه...
متاسفانه...
امید وارم...
امید وارم...
امید وارم...
.
.
.
پورفسور کردوانی بارها و بارها از جامعه مهندسینی چون شما حمایت کردن....وطرح وبرنامه وگفتن..برای بهبودی اوضاع کنونی ای ران...منتهی گوش شنوایی برای گفتارنیک ایشان ..وایضا جامعه مهندسینی مثل شما...وجود نداره!!
من اما ؛اشک میریزم، از برای گفتار های نیک..پندار های نیک وکردارهای نیک..
مامان
پنج‌شنبه 18 آبان 1396 ساعت 21:00
سلام می گل خاخور جان
الهی بگردم، از الان فسقلی داره به زندگی فکر میکند...
یعنی خوردنی است...
من عاشق انگشت پای بچم ...
پاسخ:
سلام به روی بهتر از ماه شما...می جوان خاخور ...مامان مهشید جان
تی جان بی بلاااا...می ناز دار خاخور
بلی بلی...چونان درتفکر است ..که نگووو
عهه..منم دوست دارم کهههه
پگاه پرواز
پنج‌شنبه 18 آبان 1396 ساعت 20:26
اخیییییییی چقد این بچه نازه عزیزمممممم ..... سلام دوست جان پست هات زیباس موفق و شاد باشی
پاسخ:
سلام و درود بر شما...عزیز نازنین جان
جان تان بی بلا ...
ممنون و مچکر...زلطف شما
sabireh
پنج‌شنبه 18 آبان 1396 ساعت 19:44
خیلی ممنونم
اره ایتا ایتا شیمی پیش چقد این جمله رو به لهجه شما دوست دارم... خیلی جالبه...
مثل کلمه هاتویی اینم خیلی تو ذهن برو هست واسم... زود یادش میگیرم.

ممنونم
پاسخ:
فدامدای صبره بانوی عزیزم
حالا که فرمودین لهجه مارو دوست داشتین...به تصویر پست دقت کنید و سپس ها با لهجه ما گیلک زبان ها بخونید که؛بیدین چی مرغانه ای بوکوده=ببین چه گندی زده!(مابه تخم مرغ میگیم =مرغانه.وقتی هم کسی گندی چیزی میزنه...میگن ؛طرف مرغانه کرده؛یا خودش عنوان میکنه؛ایتا مرغانه ای بوکودم!!دو زردینی.یعنی تخم مرغ دو زرده.مثلا عمه احترام مامان جان برای باردوازدم بارداربود ...میگفتن؛مش حسن ایتا ده مرغانه بوکوده. ایتا ده =یکی دیگر )
اوه..چطور هاتویی!! مبحث کلاس گیلکی عوض شد....بگذریم.:
خیلی عزیزید صبره جونم
ببخش من پرچونه ام...
خان دایی
پنج‌شنبه 18 آبان 1396 ساعت 11:13
فکر کردن زیاد ادم رو دیونه میکنه دایی
پاسخ:
دیگه زیاد و کمش دست خودآدم نیست دایی
بعضی ها اینجورا..(کاری هم نمی شه کرد..چون آدما با هم فرق دارن..عین انگشتان یک دست).که بهشون میگن درون گرا ها...
دیونه هم بشن..دیونه دوست داشتنی می شن دایی
دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید <--->مامان مون همیشه تکرار می کنن دایی
داستان کوتاه منصور
پنج‌شنبه 18 آبان 1396 ساعت 05:18
سلام...

السلام على الحسین وعلى علی بن الحسین وعلى أولاد الحسین وعلى أصحاب الحسین

اربعین امام حسین (ع) هم رسید . امامی که با خون پاکش اثبات کرد نباید با ظلم وجور وگناه وبی عدالتی هم صدا شد و ان شاءالله جز اصحاب امام حسین (ع) باشیم ، تسلیت مرا پذیرا باشید...[گل]
پاسخ:
سلام علیکم جناب منصور خان ارجمند...
السلام علی الحسین و علی بن الحسین و أولاد الحسین و علی أصحاب الحسین...
بله.با ظلم و جور گناه و بی عدالتی هم صدا شد...وان شاء الله که قابل باشیم و جز اصحاب امام حسین (ع)...؛ امام صادق (ع) باشیم،...
درودها و سپاس ها، برشما...وممنون ز حضورِ چون، آفتابِ پیدایِ شما...
صبیره
پنج‌شنبه 18 آبان 1396 ساعت 01:31
بعد از مدتها یه کتابی رو دوست داشتم توی کتاب شهر ساری دیدمش خریدمش... سر خریدن کتاب به صورت کاغذی مورد سرزنش خواهر گرام قرار گرفتم که چرا فایل پی دی اف یا الکترونیکیشو نخریدی:/
ولی میدونی چیه... منکه از رو نمیرم وقتی میرم کتاب فروشی اگر کتابی ببینم که دوست داشتم بخونم یا نظرمو جلب کنه میخرم... اخه این کتابا که دیگه چاپ شده حیفه... با اینکه دلم میسوزه که درختا رو قطع میکنن اما وقتی این کتابا چاپ شده که دیگه درخت نمیشن که!!! میشن!!!!


عالی بود پستت... عامه پسند مورد علاقه مه... توی لیستم هست... الان کتاب نخونده خیلی دارم... یکی یکی میرم جلو
پاسخ:
احسنت به شمااااا....
من طرفدار شما هستم...آدم باید تو خونه اش یه کتاب خونه کوچولو داشته باشه...
شده روزی سه تا پنج دقیقه ...یه ناخنکی بهشون بزنه...
حتی موقع پخت پز....غذا خوشمزه تر میشه
نه...درخت نمی شن...این همه درختها بابت شیرآبهای زباله ...تو جنگل سراوان خشک شدن... ای کاش قطع میشدن کتاب میشدن...ولی اینجور نمی خشکیدن...دل منم بابت ناشکری هایی که بر سر منابع طبیعی آوردن..می سوزه
بگذریم...
خیلی خیلی مبارکا باشه کتاب توووون

سبک بذله گویی عامه پسند رو دوست دارم...خوشحالم که شما هم پسندیدین...
آره...منم کتاب نخونده خیلی دارم...
بعله؛ایتا ایتا شیمی پیش=یکی یکی میریم جلو
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد