شنبه 25 آذر 1396 @ 16:12

یعنی؛ چشم های من ،ازبرای هزار پرنده ی بی آشیان گریست....

 ~~~~

~~~~~

حضرت مولانا در فیه مافیه فرمودن؛

درقیامت ؛چون نمازها را بیارند در ترازو نهند !

وروزه ها را همچنین....!

اما چون؛محبت را بیارند،محبت در ترازو نگنجد !

 پس اصل محبت است....

فلضا ؛اگر هزار تعنت کنی و طعنه زنی /من این طریق محبت زدست نگذارم.....

~~~~~~~~~~~~

      

~~~~~~~به عبارتی موسیقی متن این پست:-P

 

مانیز با جناب بورخس نویسنده و شاعر آرژانتینی موافقیم...که می گویند ؛اگر کسی بخواهد قسمتی از زندگی شما باشد..حمتا خواهد بود،،،پس برای کسی که تلاش برای ماندن نمی کند خودتان را به زحمت نیندازید..تا جایی را برایش نگه دارید،بگذاریدبرود....

(بیربط نوشت یک ؛

چندوقت پیش رفته بودیم چشم پزشکی..(البته همراه مُعرف)خانم دکتر اشاره به کراتومترکردن ؛که یعنی برای تشخیص آستیگماتیسم ...(البته قبلا عینک آفتاب رفته بودیم)...که چونه ات رو بذارتوى جا چونه ای دستگاه و پیشونیت رو بچسبون ....ونگاه کن ؛یه همچون تصویرنخستی  دیدیم...البته بجای ماشینه یه بالن در انتهای جاده بود...(جاده زیبایی بود..که آدم دوست داشت تا تهه جاده بدوعه..).آغا چونه گذاشته نگذاشته گفتن؛سمت چپ.هنوز به نیمه های  جاده نرسیده بودیم ..گفتن؛ خوبه،،،، راحت باشید.یعنی نیاز به عینک نیست.گفتم بله. ولی دکترقبلی بهم گفتن درزمان مطالعه و نگاه کردن به سیستم  وتی وی... عینک رو لحاظ کنید.ضرری نداره.که چشم سمت چپم یک مقدار..بله.بله.یک مقدار با سمت راستی متغیره...که اونم موردی نیست.یعنی ما عینک تجویز نمی کنیم...بله.اوشون هم اجبار نکردن.فقط توصیه کردن.حالا عینک تونو ببینم؛عینکو ازکیفم آوردم بیرون و...برد زیر دستگاهش و... .چیزی نگفت.فقط گفت دوس دارین به همکارم بگین فرم شو براتون تعویض کنه !!!!گفتم ممنون تون وخدافظ.آمدیم بیرون و دفترچه مون دست همکارشون بود ...هنوز بهش نرسیده  بودیم،گفتن؛فرم های ما از فلان قیمت شروع میشه  به بالا...که سقف بیمه تون فلان قدر هست...واشاره به قفسه سمت راست شون؛که این فرم ها سقفشو پر میکنه.(حالا برگه بیمه رو جدا کرده و تودستشه وهی تو هوا تاب میده وحرف میزنه...)..یعنی دیگه نیازی به هزینه نقدی نیست.همین برگه بیمه کفایت میکنه!!!گفتم ردیف سوم دومی رو بیارین ببینم!که آوردن و..کلی هم از انتخاب و..تعریف تمجید کردن و....صادقانه عرض کنم تو دلم گفتم؛ خیلی عذر میخام .خیلی متاسفم.ولی خودتونین. دیگه چیزی از توضیحات  کاذب نشنیدم ...فقط خوندم؛می دین چاینا!!! بانگاهم ...به معرف گرامی .پرسیدم؟؟؟ماریوس مورل با فرم تتانیومی  مگه چشه؟تازه دس نماز رو هم  میشه  با عینک گرفت؟)فلضابالبخند ازش  پرسیدم ؛ این قفسه همه اش چاینا؟؟گفتن کل فرم هامون میدین چاینا:)

(خداپدرمادرتو برات نگهه داره )

(بیربط نوشت دو؛

ای کاش به جنگلهای وطن مون احترام میزاشتن....چند وقت دیگه م د ی را ن با افتخار میان میگن؛دریاچه مصنوعی فلان جا رو افتتاه کردیم....جنگل مصنوعی فلان جا رو هم بهتراز سیسنگان افتتاه نمودیم.. ...ازهموطن هامون تقاضا داریم به درختها آسیب نرسونن ..برای توجی وفلان و...اومدیم جنگل رو به چهار فصل  در دوازه ماه تقسیم بندی کردیم..این دانش بزرگی هست که ما بهش  رسیدیم.... یعنی وقتی وارد جنگل میشین ....توی چند ساعت ؛دوازده فصل رو قدم میزنی....دوازده فصل؛فرودین و اردی و خردی و تیرومُردی  و شهرى ومهرى و آبی وآذى و دیی و بهى واسی...یعنی تمشک مصنوعی نصب کردیم باقلوا...خواهشا زباله نریزید.که جذب جنگل نمی شه...دخانیات استعمال ننماید چون برگهای سیلیکونی آسیب پذیرن و قابل اشتغال ..تمشکهارو نچینید.که تماما از سیلکون  پستونک تهیه شدن...اون بلوط بنآن  و سنجاب ها.... حاصل ماه ها تلاش شبانه روی ست....بگذاریداین  جنگل  مانند میراث جاودان...بماند برای نثل آینده ......(آیکن دوتا پس گردنی بهش.)

ومولانا در غزل 2198گفتن؛

جلمه خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو/گرنخواهی کبر را رو بی تکبر خاک شو/خشم هرگز برنخیزد جز زکبر و ما و من/هردو را چون نردبان زیرآرو بر افلاک شو....

وخداوند درسوره اسراء آیه 44 فرمودن؛

#آسمانهای هفت گانه و زمین و آنچه در آنهاست همگی خدا را تسبیح گویند،وهیچ چیزی نیست جزآنکه در حال ستایش،تسبیح او گوید....به راستی که او بردبار و آمرزنده است [اسراء -آیه 44]


~~~~~~

#در زبان گیلکی بِ بورخس رو اگه برداریم ..بجاش "م" بگذاریم ...چه می شود؟بله میشود"مورخس" البته ببایستی "ُ " روى "خ"در زمان تلفظش بگذارید...

فلضا مورخُس= تعطیل .مثلا میگن؛فلانی مورخس بوسته!؟فلانی  ترخیص شد!؟فلانی مورخسِ اصن.فلانی تعطیله اصن.گردن بوجور مورخس=مغزومخیله تعطیل.حالا مور رو از خس برداریم.مور که همون پوتار=مورچه .اس.خُس =سرفه. که توی زکام و اهن اهن..نمودن شایه اس....فلانی چقدر خُسى کودی!فلا چقدر سرفه اى می کرد....

[ واژه های سیستانی ؛آموخته/تاوه/تشر/چرچر/چاچول باز/خنک /درز /جی جی/دس نماز=وضوگرفتن.دوماغ=بینی.رارا=پارچه خط دار.لیسک=پررو .اَدل=ایضا]

دکتر هم تشریف ببرین میگن؛ایته خُس بکن بینم!اهن اهن .اوه.اوه. ()داغانه کی... ) 

فلضا در فرهنگ معانی ها؛مافنگی =. بورباغهه.یعنی آنکه براو از سرمای کم زکام افتد.یعنی آنکه زود مریض شود .یعنی آنکه گلودرد و تب ولرز و سرفه....همه وهمه یکجا داشته باشد.واین صفت از دیرباز بهمراه داشته باشد.یعنی هرکه زکام براو مقلوب شود ..بگوید؛ گویا منم مثل تو مافنگی شدم.بچه منم مثل تو مافنگیه. نه نه...نزارید این بره حیاط ...اینقدر مافنگیه که نگو.. .. بعد ؛جواب ممدآقا کی میخادبده!؟

(آیکن دختر دایی مامان جان ؛آی دختر عمه جان ؛ شانس نداریم که !!!سمیه منم مثل دخترت مافنگیه .

خلاصه اینکه جناب بورخس می فرمایند؛قضاوت خوب محصول تجربه اس ....

√عصر جمعه رفتیم ولایت.چندتا تصویر شبانه تصب کردیم..اطاقک چوبی رفتیم...اومدیم پایین؛  شام میوه وچای...دایی جان کوچیکه و خاله جان ها و چوپان و مردشریف و...بودن.دور ور ساعت 21 همه باهم اومدیم شهر.صبح شنبه اما زکام مان تشدید شد و....

فلضا بابت تاخیر در تایید نظرات شما عزیزان خیلی عذرمی خواهیم و برما ببخشایید....

~~~~~

~~~~~

~~~~

بعدا نوشت؛یعنی امروز نوشت...یعنی سی ام آذر نوشت..یعنی پنج شنبه ی پایان آذر نوشت...یعنی سیزده ساعت مانده به اتمام آذر نوشت....


یعنی .....

نظرات (10)
میثم علیزاده لنگرودی ||
شنبه 2 دی 1396 ساعت 10:31
زیباست
پاسخ:
ممنونممم
مترسنج ||
جمعه 1 دی 1396 ساعت 20:53
پاسخ:
ممنون تون
طیبه ||
پنج‌شنبه 30 آذر 1396 ساعت 11:02
سلام مرکزش نزدیک کرج بوده من احساس کردم خداروشکر کلا تلفاتی نداشته.ممنونم به فکرم بودی عزیزم.بعدا میام دوباره الان با مامان رفتم پزشکی هسته ای.فدات
پاسخ:
سلام به روی ماهتون
بحمدالله که خوبین عزیز دلم:
اینجا هم احساس شده بود...
منتظرتونم:الهی ماماندجان وعزیزانش در سلامت باشند....
Sabi gol ||
چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت 17:49
عینک

اخ اخ این جنگلها رو میزنن نابود میکنن یه چیزی یاد گرفتن که بعد مصنوعی شو میسازیم. مگه میشه؟؟؟؟ ای بابا...

الان حالتون بهتره باران بانوی عزیزم؟

این کلمات سیستانی رو چطوری یاد گرفتی؟
این پستو خوندم شوک شدم :)))))

اخ که خیلی لهجمونو دوست دارم اما خوب بلد نیستم
پاسخ:
قابل شما رو نداره
ان شاءالله من زنده نباشم و اون روز رو نبینم.شما که بهترواقفید چه بلایی سر زمین و رود و جنگل و سفره های زیر زمینی....
هرکجا پامیزاری زباله.رودخونه فاضلاب کارخونه جات.ماهی های رودخونه ای نابود شدن.کلی گیاهان ازبین رفتن...دریا آلوده اس..جنگل بلوک بندی کردن...ذخایر رود ها رو چپاول کردن...
ای کاش.....

.
.

قربان شما بشم...بهترم شکر خدا.یه حالت آلرژی مانند و عطسه ناک هستم فقط ...ممنون از احوال پرسی شما....صبیره بانوی عزیز دلم

این کلمات سیستانی عزیز جزعی از زبان و لهجه مارو تشکیل میده...یعنی واژگان مشترک مابین زبال گیلکی و سیستانی.
مثلا اجی میگن؛بوشو تی دس نماز بیگیر بیه=برو وضوتو بگیروبیا.
او تاوه میان مرغانه دبیج=توی اون تابه تخم مرغ سرخ کن
یا میگن؛لیسکا نوابستن عباس=پرو نشو عباس


یاد بگیرین و برامون بنویسین من دوست دارم ..زبان و آداب و رسوم هر استانی رو....خصوصا استان هایی رو که دوست شون میدارم
تی دوماغ ره بمیرم (یکی از نازکردن های اجی)
سپیده مامان درسا ||
سه‌شنبه 28 آذر 1396 ساعت 01:21
باران جانم ممنونم که همیشه بیاد ما هستی
مثل همیشه عالی هستی
پاسخ:
شیمی جان بی بلا بلامیسر جان
ممنون تون خیلی مممنون تون..
خاله ریزه ||
دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 15:52
سلااااام سلام خوبین خوشین سلامتین ماچ موچ بوس
رحمت به اون شیری که جناب بورخس خوردن.
گفتین چشم پزشکی یاد خودم افتادم که چشمای آستیگماتم رو به اشتباه .5 دوربین تشخیص دادن و تصور کنین که بنده یک هفته با اون عینک اشتباهی سر گیجه و سر درد داشتم و با مراجعه دوباره گفتن عهههههههه من گفتم چشماتون ضعیفه؟؟؟ نه چشماتون آستیگماته
خلاصه حواس مبارکتون باشه که تشخیصشون اشتباه نباشه
پاسخ:
سلااااااام
سلام به روی ماهتون
ماچ موچ بوش موش
الحمدالله.شکر.خوبیم.ممنون ز احوال پرسی شما
بله واقعا..رحمت الهی بر آنان باد...
یکککککککک هفته با اون عینک اشتباهی و....
من اگه بودم بمحض اتمام کلامشون یکی محکم میخابوندم بیخ گوشش
ممنون بابت شرح ماوقع....خاله ریزه جوووووونم
+همون دکتر اولی تشخیصش درست بود.الان فقط عینک آفتابی مصرفیم
پگاه پرواز ||
دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 11:26
سلام و درود فراوان به شما باران همیشه عزیز و مهربان..... ممنون و بسیار سپاس بابت متن زیبا و عالیتون مثل همیشه زیبا و عالییییییییههههههه..... موفق و شاد باشی .......
پاسخ:
سلام و سپاس فراوان ...به شما پگاه پرواز جان...فدای لطف ومرحمت تون...عزیز بانو
ارغوان ||
دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 03:10
ناراحتی باران جان

ان شاءالله الان که چند روز گذشته دیگه بهتر باشی. هم احساس هم زکام
وای از این بشر ...
پاسخ:
خوبم ارغوان دخترم جاده ناراحتی های منو برطرف میکنه...درضمن؛
جان تان بی بلا عزیزمممممم
ممنون شما
نثبت به چند روز پیش بهترم.شکر خدا.فقط عطسه های پیاپی...
ولشان کنیم..سر تونو بالابگیرین....من سیمای دوست داشتنی تونو ببینم..انرژی بگیرم
کیهان ||
یکشنبه 26 آذر 1396 ساعت 14:43
سپاس از حضورت و مرسی از نوشت ههای بسیار متین و زیبای ت
پاسخ:
خیلی ممنون و مچکرم.شما لطف دارین جناب کیهان ارجمند
طیبه ||
یکشنبه 26 آذر 1396 ساعت 14:16
پس عینک نخریدید
پس الهی ....سرماخوردگی تون تشدید شد.
آخی...میگم یه کم بیشتر به خودتان برسید .حرف گوش نمی کنید که...
وا...چه چیزهایی مصنوعی دارند...!!!!العجب
پاسخ:
قصد شون این بود فقط برگه جدا کنن.عینکهاشون بدرد نخور هست.خصوصا آفتابی . اگر هم بخرم عینک آفتاب میریم میخرم
بلی.خیلی شدید در شرف ارتحال.
دقیقا اااا....بچه حرف گوش کنی نیستم.البته غلق قلق دارم.که جمعه به مکتب آورد طفل گریز..

آره ...همش پلاستیکی و سیلیکنی ...
مردشور مد ی ریت شونوببرن
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد