جمعه 18 خرداد 1397 @ 12:42

بخواب تا خوب نگاهت کنم ؛وبرای هرنفس تو...

♡♡♡

♡♡♡  

 یکی از مزایاش آن بود که،بزرگترا؛زمان چرت زدن، خاطرشون جمع بود،هیچ اتفاق خطرناکی قابل رخ دادن نیست:)) 

(مثال؟آویزان شدن از درخت،بعد فریاد بزنی،دایی کمک.اونم از خواب بپره بدو بدوبیاد.../:)

واینکه؛ یکی از آن نوستالژی هایی  که؛ هنوز ادامه داره ،البته چوپان هم به جرگه شون پیوست، و با لحن پدرجان و دایی جان ها میگه؛آخ ماجان آخ؛وچشمهاشو آروم بست.....وبا لحن شکر گزاری اضافه میکنه ؛چقدرخوبه زانوهات درد میکنن و عین تصویرلبخند میزنه (البته چوپان متولد65آقای مجیدی باپدرجان هم دهه ای هستن)و من ومابقی ها هم :))

*عنوان از شعر"بى تو"عباس خان معروفى هست.

تصویر هم؛آقای مجید مجیدی در آواز گنجشک ها ..؛که اشک آدم رو...

نظرات (8)
صبیره ||
دوشنبه 21 خرداد 1397 ساعت 15:00
قدیما...دیگه هیچ وقت تکرار نمیشه...
پاسخ:
یادش بخیر،...
هی ننه،...پیرشدیم رفت
اسماعیل بابایی ||
یکشنبه 20 خرداد 1397 ساعت 15:42
متاسفانه آواز گنجشک ها رو همیشه از تلویزیون و اون هم نصفه و نیمه دیده ام!
پاسخ:
اشکالی نداره؛حتما یک حکمتی درش بوده...
بهامین ||
شنبه 19 خرداد 1397 ساعت 15:18
اصلا قدیما و حس خوبی بچگی و آرامش های ناب اون زمان
قابل برگشت نیست
پاسخ:
الهی شکر
الهی شکر برای خاطرات خوش و آرامش های ناب آن ایام،...
الهی شکر
الهی شکر برای مسیر مخفی یادها،...
والهی شکر
الهی شکر برای همین ایامِ و هرچه هست و بودو....
الهی شکر...
کیهان ||
شنبه 19 خرداد 1397 ساعت 13:57
درود
هستم آن دور دور ها و خیلی نزدیک
شیر گاو -بز - گوسفند تازه زا را که بجوشانند چیزی شبیه به نیمرو و بسیار خوراکی مقوی ست.در کنار چوپانان محبت خود و چارپایانشان شامل حالم شده است.
برای شان همیشه دعا کرده ام و باز هم خواهم کرد.
........
پاسخ:
راستش را بخواهی
باز آتش بپا کردیم و
نگاه مان خیره به دور دست ها
رو به راه آن دور دورهای خیلی نزدیک ...
آن عمیق ترین پک را
داغی و سرخ بورِ سیگار را
باد ارمغان آورد
باشید
یعنی
هستید
یعنی بودید و هستید و باشید..
راستی ؛
سلام
لحظه ها تان پراز نور ودوستی..

چه خوب ،که تناول کردید.دست آن چوپانان با محبت درد نکند.
خداوند برکت شان را دوصد چندان ،توام سلامتی برای شان ارزانی دارد....
وشما نیز هم؛تندرست و خرم بمانی و بمانی وبمانی...
mostafa ||
شنبه 19 خرداد 1397 ساعت 09:34
درود بر شما
نماز و روزه هاتون قبول باشه
کاملا به نکته ظریفی اشاره کردید
تو همه فامیل و خوانواده هامون حداقل یکی دوتا بچه یک تا پنج ساله هست. مگه میشه با وجود اونا خوابید؟؟؟؟؟
خود من رفتم یه دست لباس کامل زرهی با کلاه خود خریدم بازم ترکشاشون از لباس رد میشه و سوراخم میکنه
....
و چه پست زیبایی
اثار استاد مجیدی بیاد موندنی و بینظیرن
پاسخ:
درود بر شما آقای مصطفی
مچکرم؛طاعات شما هم قبول حق تعالی

《او کسی است که شب را برای شما آفرید،تا در آن آرامش بیابید؛ور روز را روشنی بخش تا به تلاش برای زندگی بپردازید.در این نظام نور و ظلمت نشانه هایی است برای کسانی که گوش شنوا دارند! /سوره یونس آیه 67》

درود و نور و صلح و دوستی،...به همان ها..همان حدعقل های یکی دوتا بچه ...یک تا پنج شش هفت هشت ساله های ...همه خونواده ها و فامیل و بستگان و سایر وابستگان



لباس کامل زرهی ؟؟خدای من ...لابد اون بچه ها شمارو با شوالیه یِ
معجون زمان،که از قرن دوازدهم آمده بود،..(ژان رنو در معجون زمان *****مصطفی در معجون زمان ).. اشتباه گرفتن

....
لطف دارین آقای مصطفی عزیز و گرامی
ممنون از حضور شما و نظرات ریزبینانه ی تصویر ساز شما
طیبه ||
شنبه 19 خرداد 1397 ساعت 09:06
آواز گنجشک ها رو دیدم ولی این تصویر رو یادم نمیاد
پاسخ:
عزیز دلمی
این تصویر پشت صحنه اس
داستان کوتاه منصور ||
جمعه 18 خرداد 1397 ساعت 23:15
با درود فراوان...

هیچ وسیله ای برای تشخیص تصمیم درست وجود ندارد زیرا هیچ مقایسه ای امکان پذیر نیست . در زندگی با همه چیز برای نخستین بار برخورد می کنیم مانند هنرپیشه ای که بدون تمرین وارد صحنه می شود. اما اگر اولین تمرین زندگی خود زندگی باشد پس برای خود زندگی چه ارزشی می توان قائل شد.؟ این است که زندگی همیشه به یک طرح شباهت دارد اما حتی طرح هم کلمه درستی نیست زیرا طرح همیشه برای اماده کردن یک تصویر است اما طرحی که زندگی ماست طرح هیچ چیزی نیست طرحی بدون تصویر ...

بار هستی اثر میلان کوندرا

[گل]
پاسخ:
عرض سلام و ارادت....

باید تصویر کرد که یک روز همه چیز ،
همانطور که بیش از این بود تکرار می شود
واین تکرار بینهایت ادامه خواهد یافت
اگر هر لحظه از زندگی مان بادفعات بیشماری تکرار شود
هرکاری که درزندگی انجام دهیم بار مسئولیت تحمل ناپذیری دارد.
بار هرچه سنگین تر باشد زندگی ما به زمین نزدیک تر و حقیقی تراست...
.
.
.
خلاصه اینکه؛
هیچ چیز از احساس همدردی سخت تر نیست...
حتی درد خویش به سختی دردی نیست که مشترکا با کسی دیگر برای یک نفر دیگر یا بجای شخص دیگری می کشیم و قوه تخیل ما به آن صدها بازتاب می بخشد....‌


بارهستی اثر میلان کوندرا



باتشکر فراوان از حضور شما
جناب منصور خان ؛همتبارى عزیز و گرامی ام❤
beny20 ||
جمعه 18 خرداد 1397 ساعت 16:33
وقتی خدا می خواست تو را بسازد ،
چه حال خوشی داشت ،
چه حوصــله ای !
این مـوهــا، این چشم هــا ،
خودت می فهمــی؟
من همه اینها را دوست دارم ...

`` عباس معروفی ``

و بعد من این فیلم آواز گنجشک ها رو هم ندیدم ،
ولی اگه واقعا یه چند گنجشک جمع شده باشن ،
و شروع کنن به همون آواز خوندن ،
بعید میدونم اشکم در بیاد
پاسخ:
هیچ می دانی مردها،
همه ی مردها بچه اند .
بچه اند؟چرا؟
زن ها همیشه مادرندو مردها بچه .

(شما برشی از سال بلوا نوشتین ؛من نیز هم.گمونم حدود پنج شش مرتبه ،خوندمش،ازهمه پرسیدم ؟؟نظرتون؟راجب سال بلوا؟که هیشکی حرف درست درمونی بهم نزد،خودم اما،خیلی از دست نوشا عصبی شدم.خواستم برم از خودنویسنده اش بپرسم؟که خیلی اتفاقی مصاحبه ایشان رو خوندم.دلم خنک شد)

وبعد
میدانی ،جاذبه از زمین نبود؟
ازخنده های تو بود؟

'' عباس معروفی ''

ایشالا اشک شما ،
از سر شوق وشعف جاری بشه،
آقای بنیامین پسر عزیز و گرامی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد