X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 28 دی 1395
توسط: Madar Baran

شهروند طهرانی!

.....

.....

.....

.....

این بار هم؛تصاویربه صورت  نمودار رو رشد(به قول نقی توسریال پایتخت؛هما ،بابا؟ روبه رشدی؟؛)...

√زغال اخته-آلبالو خشکه-پرک زردالو-زرشک سیاه-بادام درختی-کنجد-فندق-ودرنهایت عناب پفیوز(عذرمی خوام)؛ازنوعه عجیج مجیدیه حمیده شده در سبد میباشد.

√سه مشت آلبالو ؛شسته شده به انضمام یک ونیم لیوان آب -24 ساعت بزارید گوشه موشه های متبخ؛چطور آنتی بیوتیک  تنظیم میکنید؟جهت مصرف سر ساعت!؟ (ساعتها باهم بخونن ؛مثلا هشت صبح :هشت شب)همونجور؛مثلا نوشته ؛سفیکسیم هر دوازده ساعت!شما دوازده ساعت دیگه بهش اضافه کنید؛میشه بیست وچهارساعت(میتونید میون این بیست چهارساعت بهش ناخنک بزنید اصلااشکال نداره) ؛واما 24دوم-دریخچال گذاریدش وسپس ها تناول نمایید....

√سرجمع:48ساعت بهش فرصت بدید؛دمای گوشه موشه متبخ وسپس دمای یخچال ؛مثل شُک...میمونه براش،،انگاربیهوا اون گوشه موشه ها درتفکرات خودش ؛درآن دمای معتدل بود؛که یهو بارون گرفته وسردش شده -فرهاد هم ؛کت شو داد بهش که بپوشه ؛ ....عِ این کت  چقده بهتون میاد!!!(منظور فرهادِِ:دردنیاى...؟)

+اون سبد؛ روی صندلی راک عجیج مجیدی با چوب نراد..یوز درست شده(نجارتضمین نموده هرچقدر باهاش تاب بخورن چپ نمیکنه؛خاطرتون جمع باشه؛وانصافا هم درست گفتن ؛عین سفینه ی شهر بازی تاب میخوره...)؛عین همون دستک سرایی ها که عطرخوبی دارن(تصویر اول) می تونید چانه مبارک تونو بزارید روی چوب نراد؛ یا لبه ی دستک سرایی بشینید؛ منظره روبه رشد (شالیزار) رو نماشا بنمایید...اصلا هم نگران نشید؛پدرجان یک عالمه کاه وکلش اون پایین گذاشته؛مزاحم آتش نشان ها 115 نشیم؛ولیکن  نگاه تون عمیق گون که باشه؛میون اون درخت های کپه ای آزاد؛باغ بزرگ ارباب ولایت پدری مان قابل شهود است؛اون خونه هم برای یکی از نوه های اربابه؛یکم مایل به چپ نگاه نمایید....خونه ی دختر ارباب هست ؛یک خانم بسیاردوست داشتنی هفتادوچند ساله ؛ همراه یه نمه؛ ملایم ترین شکل ممکن؛مشاطه نموده...(گویا خیاط ومشاطه بودن...) انصافا خط چوم های آبی آسمونیشون بهشون میاد....یعنی درحد می گون...باقی ماجرا

بگذریم؛

سلامت باشند، به اتفاق عزیزانشون وایضا همسر محترم شون؛که بسی کلامشون قانونیه...

بله میگفتیم ؛عطرشالی هایی که شب قبل ؛یه نم بارون دیده باشن و توهوای شرجی همراه عطرچوب به انضمام عطر سیبی که چوپان داره  تناول میکنه...سرتون گیج نیاد اونوقت:|

+خیلی کار بدیه؛بازوهاتو بگیرن بگن پرتت بکنم پایین ؛هی حولت بدن سمت اون ور نرده ؛باشه! کاه وکلش ؛ آدم میترسه خب!()

√هیچ وقت شهربازی رو دوست نداشتم؛عوضش عاشق بوستان هستم.ومن ممنونم از کبی جون(خواهرسوسن جون) جهت معرفی بوستان ملت؛ به یک مهمان غیر تهرانی....

√ومن ممنونم از عمو فرید؛ که شهرت شان با ردای مان یکیست!(چقدر حرص  خوردن؛ از دست تون:|)

دوشنبه 27 دی 1395
توسط: Madar Baran

سنبل شیرین...

....

....

.....

....

سه تصویر؛

تصور اول-باغیه که  ؛توی روستا پدرجان شخم زدن ومامان جان ؛پاچ باقلا=باقلی کوتاه-سیر-ترب-بلال و آن توپ های پر گل؛گل پیاز هست.

تصویر دوم-چند گلدان؛سنبل صورتی یواش مد نظرمان است.

تصویرسوم-پیازهای جوانه زده ؛همین حوالی ها از میون مابقی پیازها جمع آوری میشن؛سپس به بسترمناسب ؛بسان تصویر اول لحاظ میشن؛واینکه -اگه الان کاشته بشن تا اواسط خرداد برگ پیاز تازه همراه دیگر سبزی هاموجود میباشد...

ربطش چیه؟بعد جریان اون پیاز سنبل ؛آقای برادر زاده هرنوع پیاز جونه زده ای ببینه فکر میکنه سنبله؛القصه چشمش به پیازها افتاد فریاد کشید؛عههه چقدر پیازسنبل(!!! آیکن اسمایل ازنوعه چند تا )گفتم اینا پیاز لوشان هست! سنبل نیست که!!گفت ؛شکلش که همونه!دارم میرم چندتا ور میدارم ببرم تو گلدون بعد تو هر اطاق یه سنبل داریم..(بازهمون آیکن پرانتزپیشین) گفتم ؛میگم نیست!! باور نمیکنی!?یکم بوش کن؛ بوی پیازه پیازه...یکم نگام کرد(آیکن همون پرانتز...)گفت؛ تو معلوم نیست کی جدی هستی کی شوخی(همون..)نخند ؛من میبرم ؛اگه سنبل شد همونی که گفتم؛اگرپیاز شد،،ازمهد اومدم؛برگهاشو میکنم همراه پلو می خورم؛میسوزونه!؟(گفتم اصلا؛)

√ مامانش گفته ؛از مهد برمیگشت؛هرکدوم از برگها بزرگ تر بود میکند؛میشست وهمراه نهارش میخورد!!پشت بندش ؛لیوان لیوان آب؛)

بعد غرغرکنان میگفت؛ خوب میگشتم میونشون؛سنبل شیرین پیدا میکردم(آیکن...)

+سنبل شیرین؛منظورش پیاز شیرینه؛پیازهای صورتی یواش یاهموکثیف؛شیرین هستند:-P



یکشنبه 26 دی 1395
توسط: Madar Baran

پس بد مطلق نباشد در جهان....


                    

رعد؛اوست که برای بیم و از قهر و امید  به رحمت خود برق را به شما می نمایاند و ابرهای سنگین را هر جانب برمی انگیزد(۱۲) رعدو برق و همه قوای عالم غیب وشهود و جمیع فرشتگان همه از بیم و قهر خدا به تسبیح وستایش او مشغولند وصاعقه ها را بر سر هر قومی بخواهدمی فرستد (۱۳)

درفواید  رعد وبرق خواندیم ؛

1-آبیاری ؛برق ها معمولا حرارت فوق العاد زیاد ؛درحدودپانزده هزار درجه سانتی گراد تولید میکنند؛واین حرارت کافیست که مقدار زیادی از هوای اطراف را بسوزاند ودر نتیجه فشارهوا کم شود ؛و.میدانیم در فشار کم ابرها می بارند و به همین دلیل غالبا متعاقب جهش برق رگبارهایی شروع میشود و دانه های درشت باران فرو میریزد.ازاین رو برق یکی از وظایفش آبیاریست.

2-سمپاشی ؛به هنگامی که برق وآن حرارتش آشکارمیشود؛قطرات باران با مقداری اکسیژن اضافی ترکیب می شود و آب سنگین یعنی آب اکسیژنه ایجادمیکنند.و میدانیم آب اکسیژنه یکی از آثارش کشتن میکروب هاست،وبه همین جهت در مصارف طبی برای شستشوی زخم ها بکارمیرود.این قطرات آب اکسیژنه هنگامی که برزمین میبارد،تخم آفات وبیماریهای گیاهی را ازمیان می برد وسم پاشی خوبی ازآنها میکند(واسه همینه که میگن؛امسال رعد وبرق کم بود!!آفات زیادتر...)

3-تغذیه و کود رسانی؛قطرات باران که براثر برق و حرارت شدیدو ترکیب ؛ یک حالت اسید کربنی پیدا میکند؛به هنگام پاشیده شدن بر زمین ها و ترکیب با آنها یک نوع کود موثر گیاهی می سازد و گیاهان ازاین طریق تغذیه می شوند.

یعنی همین پدیده (رعدو برق)؛ چقدر پر بار و پربرکت است؛آبیاری میکند؛سمپاشی و تغذیه هم می نماید؛واین یعنی اسرارازل...

+اعتراف میکنم؛بشدت از رعدوبرق میترسم.واین برمیگرده به سالهای دور؛به غروب  زمستان ؛ به ساعت پنج ونیم...به رعد وبرقی که به ناگاه نازل شد؛به برقی که قطع شد؛به سرشاخه های نارون  روی دیوار..به برقه سیمین فام به غرش دیو گون...به ترس به دلهره به اشک به پنهان شدن به...

√برق چون شمشیربران /پاره میکرد ابرها را/تندر دیوانه غران/مشت میزد ابرها...

.....

رعد؛

خدا از ازآسمان آبی نازل کرد که در هر رودی به قدر وسعت و ظرفیتش سیل آب جاری شد و بر روی سیل کفی بر آمد چنانچه فلزاتی را نیز که برای تجمل و زینت یا برای اثاث و ظروف در آتش ذوب کنند مثل آب کفی برآورد خدا  به مثل این برای حق و باطل مَثَل   می زند که (باطل چون) آن کف به زودی نابود می شود و اما آن آب و فلز که به خیر و منفعت مردم است مدتی در زمین درنگ می کند خدا مثل ها را برای فهم بدین روشنی بیان می کند (۱۷)للذین استجابوا لربهم الحسنی و الذین لم یستجیبو ا له لو.....

+ باهمه ی ترس های به جا مونده ؛ دوسش دارم ؛ایضا پنج رکوعِ مفروض شده رو؛حتی خنده های اطرافیانو زجیغ های غیرارادیم....:-P

+پس بد مطلق نباشد درجهان /بد به نسبت باشدو  این را هم بدان"مولانا"


یکشنبه 26 دی 1395
توسط: Madar Baran

نبیل حدیقه ای..

....

....

....

آزا دار ،،،(امام زاده هاشم؛مجاور درختی که؛گُلیه -در دنیاى تو....نشسته بود )

درخت آزاد؛ازتیره نارون است ولیکن آزا دار درختی است نورپسند با برگهای ریزوخشن دندانه ای... در گیلان در باغ های سلطنتی حاکمان محلی (ارباب پس از باران) بدلیل تنه ی راست ونقره فامش....،

( آزادار :یک ارمغان دیگر)

 وبرگ های بسیار زیبایش ( دربهاروپاییز)کاشته  میشد(البته در بعضی از آرامستان ها هم می کاشتند) چوب این درخت ؛قهوه ای مایل به نارنجی سنگین وسخت بادوام است...

+انشالله هیچ وقت گذرتون به م ن ا بع طبیعی نخوره.

بله؛ازچنین عذرای سلیم نانبیل***خون ومال و....کردی سبیل (البته منظور سیبل جان وآهنگ پادشاه هست ؛پیداکنید فروشنده پرتغالیه ها را)

√ عموما خانه هایی که واچینی شدن ودوباره در موزه میراث روستایی بنا شدن ؛ازچوب آزا دارهست.

√اجالتا؛فاصله _سیاوش قم یشی رو پلی نمایید ؛بلکم (!؟!؟!؟!)حرفمونو شنیدن و...

یکشنبه 26 دی 1395
توسط: Madar Baran

کریستین کلاویه ؛ درمعجون زمان...

.....

.....

لیموشیرین ؛

خب!یقینا بهتر از ما به خواص لیمو از نوعه شیرینش واقفید؛ولیکن کاری به کاره دو برابر  بودنه ویتامین C اش ز لیموترش هم نداریم ؛

فقط برای تقویت موی سر،

 با آب لیمو شیرین ؛سر را ماساژنمایید.(توذهن تون یک پر لیمو متصورشین؛حالا بدین دست یه بچه ای که هنوز ادراکش درست کارنمیکنه)..یعنی قشنگ ترازآن تصویرمتصورشده ؟هست!؟نخیرنیست.چرا؟ فیگور-واکنش بچه هه  ازفشرده نمودن لیمو به انضمام قطرات درحال چکه وبعد خنده اش:نکتارهشت میوه ایهههB-)

√جهت تنگی نفس کمی آب پیاز همراه لیمو شیرین مخلوط نموده ؛روزانه سه نوبت بنوشید.

(لابد آدم زیاد بخنده نفسش تنگ میشه )

...(قرمه سبزیه هشت ساعته جاافتاده+باچشم بلبلی و-گوجه نصفه وبادمجون سرخ شده)

√یعنی؛ زین پس بجای ؛کله ات بوی قرمه سبزی میکنه  ؛بگویید؛کله ات بوی لیموشیرین میکنه...